دنیای تبلیغات، رسانه تخصصی تبلیغات و برند

کانال دنیای تبلیغات با بیش از 5300 نفر

“تحمل نقد نشانه بارز فرهنگ است. حتی حقیقت هم نیازمند نقد است نه ستایش.”

نیچه
بزرگان بازاریابی ایران - امیرحسین نوریان
رسانه تبلیغات - مجری تبلیغات1
۱۲ دیدگاه
ارزشگذاری پوسترهای ۶ سال اخیر جشنواره فیلم فجر / دوره سی ام بدترین و دوره سی و دوم برترین پوستر در ۶ سال اخیر

دنیای تبلیغات- سارا ندافی – پس از استقبال گسترده مخاطبان گرامی دنیای تبلیغات از بخش ارزشگذاری ستاره ای در بخش های مختلف تیزر، شعار، لوگو و… (برای دیدن کل ارزشگذاری ها  اینجا را کلیک کنید) برای اولین بار در ایران این مدل ارزشگذاری را برای پوستر ها نیز استفاده کردیم. در این ارزشگذاری ۶ دوره آخر پوسترهای اصلی جشنواره فیلم فجر را به عنوان مهم ترین رویداد فرهنگی کشور بررسی کردیم و همانطور که خواهید دید هنوز در این بخش علیرغم وجود هنرمندان برجسته، کارهای ضعیفی ارائه می شود و به عنوان پوستر اصلی این رویداد مهم انتخاب می گردد که محل تامل است. از همه بزرگان و کارشناسانی که در این ارزشگذاری دعوت دنیای تبلیغات را پذیرفتند سپاسگزارم.

لازم به توضیح است پوستر دوره سی و چهارم که مثل هر سال با حاشیه هایی همراه بود در زمان رونمایی از فونتی استفاده کرده بود که همان پوستر مورد ارزشگذاری قرار گرفته ولی در چند روز مانده به جشنواره تغییراتی جزیی داشت که همان پوستر رونمایی مورد تحلیل قرار گرفته است.

با منتقدین این ارزشگذاری آشنا شوید

برای بزرگنمایی بر روی تصاویر کلیک نمایید

سعید باباوند

بهراد جوان بخت

قباد شیوا

ایرج میرزا علیخانی

ایرج میرزا علیخانی

داریوش مختاری

سید عبدالکریم موسوی

خیام مویدی

سارا ندافی

علیرضا نصرتی

جدول ارزشگذاری:

bank logo 2.xlsx

 

تحلیل کارشناسان:

پوستر دوره سی و چهارم

34

سعید بابا وند (•)

این اثر یک تصویرسازی است که روی آن یک نوشته‌ی بی‌دقت اضافه شده و هنوز پوستر نشده است. فضای منفی اثر رهاشده است. جنبه اطلاع‌رسانی‌ اثر بسیار ضعیف است.

 

بهراد جوان بخت (•)

ترکیب‌بندی تصویر و نوشتار بدون توجه به ساختار پوستر و حتی هیچ ارتباط بصری درستی با یکدیگر هستند. تصویرسازی نیز ایراداتی در تناسبات بدن سوژه دارد. استفاده از لوگو و ساختن بافت پس زمینه الصاقی و بی‌دلیل است.

 

قباد شیوا (•)

 

ایرج میرزا علیخانی (*)

 

داریوش مختاری(**)

این پوستر بخاطر انتخاب بازیگر که سهم زیادی در سینمای ایران داره خوبه.اجرای واقعی از چهره خوبه و تلفیق لباس از کاشیکاری ایرانی خوب جواب داده است. متاسفانه لی اوت خوبی نداره و نباید پوستر اصلی جشنواره باشد. بیشتر می تواند پوستر قدردانی از یک بازیگر را ارائه دهد.

 

عبدالکریم موسوی(**)

ظاهرا پوستر محصول یک تیم سه نفره متشکل از عکاس، طراح گرافیک و تصویرگر است. در این میان ضعف طراح گرافیک که مسئولیت تایپ و لی‌اوت پوستر را برعهده داشته کاملا مشهود است.

ضمن آنکه استفاده از تصویر یک شخص خاص، یا حتی اشاره به یک فیلم خاص در پوستر یک جشنواره چنانچه مرتبط با برنامه‌ها و اهداف جشنواره نباشد مطلوب نیست.

 

خیام مویدی(*)

ایده‌ی استفاده از چهره‌ی بزرگان سینما برای پوستر مهمترین جشنواره‌ی سینمایی کشور، ایده‌ی مناسبی است که تابحال در ایران اتفاق نیفتاده. گرچه پوستر تصویرسازی مناسبی دارد اما خالی از ایده است و چیدمان عناصر بصری نیز مناسب نیست.

 

سارا ندافی(**)

بیشتر از سالهای قبل به رویکرد برندینگ جشنواره بها داده شده اما مشکل مشخص نبودن تکلیف جشنواره با خودش میباشد، اینکه جشنواره تصمیم گرفته اینبار سراغ یاد کردن هنرمندان برود عالیست کما اینکه در بیلبوردهای جشنواره هم در سطح شهر سایر بزرگواران این صنعت را میبینیم اما مشکل اصلی بی حس و حالی و نا متناسب بودن تناسبات و کاغذ دیواری شدن نماد جشنواره و بی حس و حال بودن پوستر جشنواره میباشد.

 

علیرضا نصرتی(*)

استفاده از تکنیک تصویر سازی در پوستر، کار اشتباه و غیر معمولی نیست، جشنواره ونیز سالهاست که در طراحی پوسترهایش چنین رویکردی دارد. اما تکنیک تصویر سازی باید در خدمت پوستر باشد، اتفاقی که در این پوستر نیفتاده است، علی رغم تصویر سازی نسبتا خوب چهره شکیبایی، ترکیب بندی و لی اوت پوستر ضعیف است، بکراند به شکل ساده و دم دستی کار شده و مثل یک کاغذ دیواری به بکراند پوستر چسبیده است، همچنین عکسی که مورد استفاده قرار گرفته، برای چنین پوستری مناسب نیست و انرزی لازم را ندارد، طراح می توانست از عکسی استفاده کند که هیجان و انرزی و حس زنده بودن، را که لازمه یک جشنواره فیلم است، به کار تزریق کند. ما خسرو شکیبایی را با صدای جادویی و میمیکها و حرکاتی که با دستها و بدنش انجام می داد می شناسیم، نه با این فیگورهای سرد و بی روح! در واقع اگر خسرو شکیبایی را یک برند در نظر بگیرم، تصویری که از او در این پوستر به نمایش درآمده، هیچ ربطی به برند خسرو شکیبایی ندارد.
طراح به دلیل شتابزدگی،، حتی فواصل بین کلمات و حروف و سطرها را درست نکرده است، این پوستر نیست، بیشتر شبیه تابلوها یا بنرهایی است که مردم در مراسم ختم هنرمندان در دست می گیرند، مقایسه کردن این پوستر با پوستر جشنواره های چون جشنواره کن، هم کار درستی نیست، آنها برای چنین رویکردی در طراحی پوستر و استفاده از چهره بازیگران، دلایل محکمی دارند. در ضمن نسخه جدید این پوستر نیز همچنان همین مشکلات را دارد.

پوستر دوره سی و سوم

33

سعید باباوند (•)

تصویرسازی بسیار ضعیفی که در حقیقت کاریکاتور سیمرغ جشنواره است. خب وقتی سیمرغی به آن خوبی وجود دارد چرا باید دوباره چیز جدیدی آن‌هم اینقدر مبتدیانه کشید؟ نوشتار هم رها شده و بی‌سرانجام است. نه زیباست، نه اطلاع‌رسان و نه خلاقانه.

 

بهراد جوان بخت (**)

با وجود تصویرسازی نسبتا خوب و بدست آوردن طرحی انتزاعی و مدرن از سیمرغ با فرم و ترکیب رنگی متناسب با حال و هوای یک جشنواره، مشکل ترکیب‌بندی و جاگذاری نوشتار و تغییر رنگ اجباری بخشی از نوشتار به کار صدمه زده است.

 

قباد شیوا (***)

 

ایرج میرزا علیخانی (*)

 

داریوش مختاری(***)

این پوستر خوبی هست و از جنبه های پوستری بالایی برخوردار است. تنها ایراد این پوستر تکراری بودن بدون خلاقیت و هویت است.

 

عبدالکریم موسوی(•)

در مجموع پوستر ضعیفی‌ست. یک آنکه رنگ و بوی بسیار کمرنگی نسبت به موضوع جشنواره دارد. دو آنکه تایپ و لی‌اوت بسیار مبتدی و ناخوشایندی دارد (اندازه فونت عنوان جشنواره و محل قرارگیری آن و همچنین محل قرارگیری نشان جشنواره و لوگوی اسپانسرها). سه آنکه سیمرغش چهره‌ای عقاب‌گونه و تا حدی خشن دارد.

 

خیام مویدی(*)

تصویرسازی مناسب یک رویداد فرهنگی نیست و بیشتر مناسب هنر دیجیتال است.

 

سارا ندافی(•)

واقعا تغییر نماد جشنواره به خروس جنگی و تصویر سازی مدرن لازم بود؟

 

علیرضا نصرتی(*)

تلاش طراح برای تبدیل کردن فرم بدن طاووس به یک تصویر سازی مدرن تر، قابل ستایش است اما ضعف پوستر از همین جا شروع می شود. بزرگترین مشکل من با این پوستر بهم ریختن تناسبات زیبای بدن سیمرغ است، انگار دم سیمرغ را بریده اند، برای همین کوتاه و خپل شده و قادر به پرواز نیست، مشکل دیگر این است که حس و حال سینمایی ندارد و بخاطر فرمهای رنگارنگی که مثل مداد های جعبه مداد رنگی در کنار هم قرار گرفته اند، بیشتر به سمت فضای مسابقات هنرهای تجسمی رفته است. اگر نوشته ها را برداریم هیچ حس و حال یا مولفه ای از سینما، در آن یافت نمی شود، دلیل قرار گرفتن آن علامتها را هم در بکگراند نمی دانم، اگر قصد طراح، پر کردن فضای سفید و زیباتر کردن پوستر بوده، به نظرم موفق نشده است.

 

پوستر دوره سی و دوم

32

سعید باباوند (**)

استایل شخصی آقای سعیدی در پوستر ظهور یافته. از جهت ساخت پوستری خوب است. اطلاع‌رسانی خوبی هم دارد چرا که از نشانه‌ی جشنواره در میانه‌ی اثر استفاده کرده. و عنصر سینمایی در فضای منفی پوستر ظاهر شده با بازی نور. اما در مجموع اثری چشم‌آشناست. می‌توانست خلاقانه باشد.

 

بهراد جوان بخت (**)

بهره‌گیری از کالیگرافی و تنیده شدن آن در تصویر لوگوی جشنواره از نقاط قوت این کار است. اما ترکیب رنگ نامناسب، پس زمینه‌ی بدون خلاقیت از نقاط ضعف این کار است.

 

قباد شیوا (•)

 

ایرج میرزا علیخانی (**)

 

داریوش مختاری(*)

این پوستر هویت دارد ولی رنگها درست انتخاب نشده است و بار فرهنگی کمی دارد. این پوستر با یک اجرای خلاقانه می توانست برترین باشد.

 

عبدالکریم موسوی(***)

پوستر موفقی است. پوستر اگرچه دارای ایده بکر و نابی نیست و طراح همانند بسیاری دیگر نشان جشنواره را دستمایه کار خود قرار داده اما به خوبی توانسته با ایجاد فرمی زیبا و لی‌اوتی مناسب از عهده کار برآید.

ویژگی‌های منحصر به فرد و مؤلفه‌های شخصی طراح نیز از دیگر نکات مثبت اثر است.

و اما نکته غیرقابل هضم برای من، نه آتشیست که از دهان سیمرغ خارج شده، بلکه دود و دم حاصل از آن است که گویا تمام گیتی را فراگرفته و آسمانی تیره و خفه کننده‌ای را رقم زده است!!

 

خیام مویدی(****)

پوستر از ترکیب رنگ، تصویرسازی مناسب و تکنیک منسجمی برخوردار است. تنها تغییر فرم سر سیمرغ میتواند نامناسب باشد.

 

سارا ندافی(***)

شاید بتوان گفت موفقترین پوستر در سالهای اخیر جشنواره با استفاده از ساختار و رنگ مناسب که تا حدی به اصالت توجه لازم را داشته، اما بلاتکلیف دربیان اهداف جشنواره ، ولی توانمند در نشان دادن امضای آرتیست و طراح اثر!

 

علیرضا نصرتی(***)

این پوستر یکی از بهترین پوسترهای این مجموعه است. طراح، استفاده بسیار خوبی از لوگوی جشنواره کرده، به شکلی که فرم سیمرغ، قسمتی از اتمسفر پوستر شده است. استفاده از خوشنویسی و تایپوگرافی فارسی، هویت ملی و ایرانی به کار داده، فضای رنگی پوستر خوب است و نوشته ها جای مناسبی قرار گرفته اند، بهترین قسمت کار، حاکم بودن یک منطق تصویری محکم در همه قسمتهای پوستر است، این منطق باعث شده تا پوستر از نظر رنگ و فرم و بافت هارمونی داشته باشد.
فقط اندازه فونت انگلیسی کمی کوچک است، همچنین شاید بهتر بود از فونت مناسبتری، مثلا یک فونت سریف، برای نوشته انگلیسی استفاده می شد تا هماهنگی بیشتری با تایپوگرافی فارسی داشته باشد،. من تنها ایرادی که می توانم از این پوستر بگیرم این است که به همین شکل و با همین شیوه وتکنیک، می شود با لوگوی جشنواره موسیقی یا تاتر فجر هم پوستر طراحی کرد، یعنی که این پوسترهویت سینمایی ندارد، اما طراح، با استفاده از نور و رنگ زردی که در بالای کار قرار داده است، روی فاکتور نور تاکید کرده و شاید همین تاکید، برای اشاره به سینمایی بودن این پوستر کافی باشد.

 

پوستر دوره سی و یکم

31

سعید باباوند (*)

استاد بیژن جناب در حوزه‌ی گرافیک تجاری طراح بلند‌آوازه‌ای است اما در زمینه‌ی طراحی‌های فرهنگی معمولا آثار متوسطی خلق کرده است. این پوستر نیز فضای یک سالن سینما را ساده کرده و نشان می‌دهد اما تصویری خاص نساخته. نوع تایپ آن بی‌دقت است و در نهایت کل اثر کانسپتی کم‌مایه دارد.

 

بهراد جوان بخت (*)

عناصر موازی ریتم خوبی ساخته‌اند و رنگ‌بندی و نورپردازی نیز به شکوه جشنواره دلالت دارد. اما بازتاب تصویر سیمرغ روی سطوح بی‌منطق است در حالیکه اگر منطق را نیز رها کنیم، به فرم کلی پوستر کمکی نکرده بلکه بعنوان عنصری زاید دیده می‌شود. نوع تایپ‌ها نامناسب و جاگذاری آنها نیز محافظه‌کارانه به نظر می‌رسد.

 

قباد شیوا (•)

 

ایرج میرزا علیخانی (*)

 

داریوش مختاری(*)

این پوستر استفاده از رنگ و نور خوبی دارد ولی فاقد خلاقیت است.

 

عبدالکریم موسوی(•)

تنها نکته قابل تأمل در پوستر رنگ و نوری‌ست که کماکان یادآور فیلم و سینماست.

عنوان اصلی جشنواره دوبار در پوستر آمده است! یک بار با خط شکسته نستعلیق که نزدیکی و همرنگی بیش از حد آن با نشان جشنواره سبب تغییر در فرم همیشگی سیمرغ شده است!

انتظار می‌رود زمانی که پوستر از ایده‌ای ناب بی‌بهره است لااقل شاهد تلاش مضاعفی از سوی طراح در بخش تایپ و لی‌اوت باشیم.

 

خیام مویدی(•)

 

سارا ندافی(-)

 

علیرضا نصرتی(*)

یک پوستر معمولی که نه ایده مشخصی دارد و نه هیچ هماهنگی ای در ترکیب اجزایش به چشم می خورد، در قسمت بالای کار اتفاقات خوبی با فرمهای مستطیل شکل و رنگ سفید و آبی افتاده است اما سیر منطقی آن در بقیه پوستر بهم ریخته و ارتباط فرمی اجزای پوستر دچار سردرگمی شده است، اندازه فونت بسیار درشت است، علاوه بر اینها انداختن سایه سیمرغ بر روی زمین، علاوه بر اینکه ایده بسیار ساده ایست، اجرای خوبی هم ندارد. بهترین قسمت این پوستر استفاده از رنگ آبی و سیاه است. به نظرم ایده خاصی بر پوستر حاکم نیست، در نبود یک ایده محوری جذاب، اهمیت عناصر بصری بیشتر می شود، چون در این حالت، شکل و فرمهای بصری باید تمام جذابیت پوستر را به دوش بکشند، اما طراح در استفاده خلاقانه از فرم هم ناکام مانده و نتوانسته فضا، ساختار وعناصر را در پوستر خود مدیریت کند.

پوستر دوره سی ام

30

سعید باباوند (-)

استاد ابراهیم حقیقی سوابق درخشانی در پوستر سینمایی دارند اما متاسفانه این اثر مطابق استانداردهای ایشان نیست.

 

بهراد جوان بخت (-)

 

قباد شیوا (•)

 

ایرج میرزا علیخانی (*)

 

داریوش مختاری(•)

بی ارزش ترین پوستر در این چند پوستر می باشد و بیشتر به طرح روی جلد کتاب های معمولی می خورد.

 

عبدالکریم موسوی(•)

با توجه به بار معنایی تصویر و پیش‌زمینه ذهنی مخاطب نسبت به آن، بالأخص در نگاه نخست، پوستر را بسیار از آنچه باید می‌بود دور می‌بینم. طراح نیز که سعی در ایجاد تصویری کاملا مستند از موضوع داشته در نهایت برای جبران ارتباط ضعیف بین تصویر و موضوع جشنواره یک فریم از فیلم را به شکل ناشیانه‌ای به شناسنامه گیره کرده است!

در نهایت برداشت مخاطبین خارجی از این پوستر چه می‌تواند باشد؟!

 

خیام مویدی(****)

با توجه به جشن سی سالگی جشنواره، ایده پردازی مناسبی صورت گرفته و از فرم مناسبی هم برخوردار است.

 

سارا ندافی(*)

استفاده از تکنیک کلاژ آنهم بی حوصله!

 

علیرضا نصرتی(*)

درباره این کار خیلی صحبت شده است، به طور کلی این کار آنقدر ایراد دارد که اگر اسم آقای حقیقی روی آن نبود، من فکر می کردم کار یک طراح گرافیک تازه کار است، من تر جیح می دهم آقای حقیقی را با کارهای خوب دیگرشان که تعدادش هم کم نیست به خاطر بیاورم.
در این پوستر، از آن بافت فید شده در بکراند گرفته تا آن نگاتیوی که خیلی بد اجرا شده و به شناسنامه الصاق شده است، از لی اوت بد و محل قرار گیری شعار در گوشه شناسنامه گرفته تا نام مادر جشنواره که اخلاق آگاهی است! همه اش ایراد است. به نظر می رسد طراح را مجبور کرده اند هر جور شده روی سی امین دوره جشنواره تاکید کند و شعار جشنواره را حتما در ایده اصلی پوستر بگنجاند. به همین دلیل برای جشنواره شناسنامه گرفته اند و نام پدر و مادر جشنواره را هم از روی شعار جشنواره انتخاب کرده اند! یک ایده ضعیف، که متوسط اجرا شده است، حدس من این است که از بین اتودهای ابراهیم حقیقی، مدیران جشنواره، بدترینش را انتخاب کرده اند!
باز هم تاکید می کنم، بنده ترجیح می دهم استاد حقیقی را نه با این پوستر بلکه با کارهای دیگرشان مثل لوگوی جشنواره فیلم فجر، پوستر فیلم مشق شب و فیلم هامون بیاد بیاورم با آن لی اوت خلاقانه اش، که در زمان خودش، شجاعانه و جسارت آمیز بود.

پوستر دوره بیست و نهم

29

سعید باباوند (**)

اثری معمولی از آقای مسعود نجابتی که نه ایرادی دارد و نه چیز چشمگیری است. از هر جهت استاندارد است.

 

بهراد جوان بخت (***)

بهره‌بردن از خوشنویسی ایرانی و تلفیق ترکیبات حروف با نوارهای فیلم، رنگ‌بندی مناسب از نقاط قوت این اثر است. همچنین برای لی‌آت تمام عناصر، جاگذاری حروف، اطلاعات و لوگوی جشنواره فکر شده و راه‌حل‌های بصری مناسبی بدست آمده است. ترکیب کلی عناصر نیز یادآور مدال یا حلقه گلی باشکوه است که با جشنواره‌ای با محوریت اهدای جایزه به بهترین‌ها مرتبط است. اما افزودن شعاع‌های زرد رنگ نور در پس زمینه کلیشه‌ای و زاید بنظر می‌رسد.

 

قباد شیوا (**)

 

ایرج میرزا علیخانی (**)

 

داریوش مختاری(-)

 

عبدالکریم موسوی(**)

پوستر با آنکه از ترکیب و رنگ‌آمیزی مناسبی در تایپ برخوردار است اما حال و هوای کلی آن بیشتر یادآور جشنواره‌های دینی و مذهبی‌ست تا سینمایی.

 

خیام مویدی(****)

انتخاب رنگ، خطاطی مناسب و محاط در فرم دایره همگی از نقاط قوت این پوستر است.

 

سارا ندافی(*)

شاید بتوان گفت ایده خوشنویسی تداعی کننده ساختار اصالت در پس ذهن باشد و تبدیل شدن به خورشید و درخت و تداعی نگاتیو فیلم مناسب باشد ،اما در نهایت کلاژ شدن نماد سیمرغ آنهم بصورت عاریه و کوچک کردن بیش از حد نماد اصلی از عمده ضعفهای این پوستر میباشد و شدیدا تداعی کننده شعر معروف : ابرو باد و مه و خورشید و فلک در کارند میباشد…

 

علیرضا نصرتی(***)

یکی دیگر از پوسترهای خوب این مجموعه است، در این پوستر منطق تصویری محکمی بر همه اجزای پوستر حاکم است که وقتی عناصر پوستر در کنارهم قرار می گیرند، یک کلیت زیبا و چشم نواز بوجود می اورند. پوستر رنگ ولعاب خوبی دارد، فرم دایره ای که از کنار هم قرار دادن نقطه ها بوجود آمده، می تواند نشاندهنده خورشید و یا لنز دوربین باشد، فریم های فیلم که به انتهای کلمات اویزان شده اند اگر چه یک ایده تکراری است، اما در ترکیب بندی کار خوب نشسته است، حتی شعاع های زرد رنگ نور که در بکراند قرار گرفته اند کاربرد دارند و چشم را از آن همه فضای خالی سفید به سمت مرکز پوستر هدایت می کنند.
من فقط با جای قرار گرفتن لوگوی جشنواره مشکل دارم، همچنین با رنگ لوگو موافق نیستم، من فکر می کنم طراح برای پیدا کردن جای مناسب برای لوگو خیلی تلاش کرده است. با توجه به حجم بالای رنگ در پوستر، شاید بهترین رنگ برای لوگو، یک خاکستری حنثی باشد و لوگو باید در پایین کار قرار بگیرد.

 

برخی توضیحات:

آقای قباد شیوا: در کل در طول این چندین سال از برگزاری جشنواره فیلم فجر، هنوز پوستری که در ذهن و چشم ما تاثیر بگذارد و این تاثیر ماندنی باشد؛ در ذهن ندارم…

 

آقای ایرج میرزا علیخانی: از آنجایی که در روند سفارش این پوسترها نیستیم نمی توانیم به درستی قضاوتی داشته باشیم. فقط می توان به فرم ظاهر و رنگ ها و صفحه آرایی آن پرداخت و همان طور که گفته شد نمی توانیم به درستی در این موارد قضاوتی داشته باشیم.

 

سارا ندافی: در کل میتوان گفت جشنواره فجر هیچ استراتژی و ساختار هدفمندی ندارد ، زیرا گاهی اوقات نماد جشنواره نیز تغییر میکند.

 

آقای علیرضا نصرتی: به نظر بنده، بارزترین مشکل پوسترهای جشنواره فیلم فجر، یکی سینمایی نبودن آنها و دیگری نداشتن یک ایده قوی وخلاقانه است.
وقتی به مجموعه پوسترهای دوره های گذشته نگاه می کنیم، متوجه می شویم، که اکثرآنها یا براساس لوگوی جشنواره طراحی شده اند، یا از بازیهای فرمی در طراحی پوستر استفاده کرده اند، این رویکرد ذاتا چیز بدی نیست اما وقتی سی سال تکرار می شود باعث یکنواختی و دلزدگی مخاطبین جشنواره خواهد شد.


./پایان
دنیای تبلیغات، رسانه تخصصی تبلیغات و برند در تلگرام را دنبال کنید

نويسنده :

DBA مارکتینگ (طراح نشانه - استراتژیست دیزاین)
دبیر سرویس نشانه
Print Friendly and PDF
دنیای تبلیغات - پشتیبان همایش

دیگر رسانه ها

برای دریافت آخرین مطالب، اخبار و تحلیل های دنیای تبلیغات پست الکترونیک خود را در کادر روبرو وارد نمایید و ایمیل ارسالی را تائید نمایید تا هیچ مطلبی را از دست ندهید!
  1. میترا زمانی بهمن ۱۳, ۱۳۹۴ در ۱۰:۲۸ ق.ظ - ارسال پاسخ به میترا

    سرکار خانم دکتر ندافی
    سلام
    از زحمات شما تشکر می کنم
    جدولی شفاف و آموزنده است
    شما می توانید الگوی بسیاری از دانشجویان از جمله من باشید

    • سارا ندافی بهمن ۱۵, ۱۳۹۴ در ۱۰:۵۰ ب.ظ - ارسال پاسخ به سارا

      سلام سرکار خانم زمانی
      از بزرگواری و توجه شما

    • سارا ندافی بهمن ۱۵, ۱۳۹۴ در ۱۰:۵۱ ب.ظ - ارسال پاسخ به سارا

      سلام خانم زمانی
      از بزرگواری شما سپاسگذزارم و امیدوارم به کمک اساتید بزرگواربتوانیم مطالب آموزنده ای ارایه دهیم

  2. محمد رضانیا بهمن ۱۳, ۱۳۹۴ در ۱۰:۳۰ ق.ظ - ارسال پاسخ به محمد

    سلام
    تشکر از این همه انرژی و جئول ارزشمند سرکار خانم دکتر سارا
    ممنون

    • سارا ندافی بهمن ۱۵, ۱۳۹۴ در ۱۰:۵۳ ب.ظ - ارسال پاسخ به سارا

      با سلام و تشکر از شما جناب آقای رضا نیا
      امیدواریم با کمک شما بزرگواران بتوانیم نقاط ضعف را کمتر و نقاط قوت را تشدید نماییم

    • Livia مرداد ۲۵, ۱۳۹۵ در ۱۰:۰۹ ق.ظ - ارسال پاسخ به Livia

      For the love of God, keep writing these arielcts.

  3. هومن سرابی بهمن ۱۳, ۱۳۹۴ در ۱۰:۳۲ ق.ظ - ارسال پاسخ به هومن

    آقای شیوا چقدر شیوا امتیاز دادن
    دست شما درد نکنه

  4. علیرضا اردوبادی بهمن ۱۴, ۱۳۹۴ در ۲:۴۶ ق.ظ - ارسال پاسخ به علیرضا

    خیلی خوبه که چنین اندازه گیری شده! بیشترین درسی که برای من داره اینه : ضمن احترام به همه مدرسین و استادان گرامی، باید بگم هنوز در ایران یه سری پارامتر مشخص برای داوری وجود نداره. چیزی که همه جای دنیا وجود داره. وقتی یک چک لیست استاندارد وجود نداره، افراد نظرات شخصی می دن. اگر نظرات شخصی نبود، امکان نداشت پوستری که از نظر یک نفر بی ارزشه، از نظر یکی دیگه ۴ تا ستاره بگیره! این همه کنتراست معنی داره و مفهومش اینه که داره سلیقه ای برخورد میشه. نه در مورد همه، اما خیلی اوقات اینطوریه!

  5. علیرضا نصرتی بهمن ۱۴, ۱۳۹۴ در ۶:۳۸ ب.ظ - ارسال پاسخ به علیرضا

    جناب اردوبادی عزیز،
    با سلام

    من با این نظر شما که در ایران پارامترهای مشخصی برای داوری وجود نداره و کار بیشتر سلیقه ای هستش موافقم.
    اما نکته ای که هست اینه که به همین ارزشگذاری ها اگه دقت کنید می بینید که میانگین امتیازات به واقعیت نزدیکه، یعنی اکثر این دوستان به کارهای ضعیف نمره پایینی دادند و به کارهای خوب، نمره بالا، یعنی وقتی تعداد زیادی داور به یک کار نمره پایینی بدن، حتی اگه داور دیگه ای به اون کار بالاترین امتیاز رو بده، در میانگین نهایی تاثیر آنچنانی نخواهد داشت.
    نکته دیگه اینه که این نظر سنجی رو با داوری جشنواره ها نمیشه مقایسه کرد، اینها دو کار کاملا متفاوت هستند و کاربردو اهداف متفاوتی هم دارند، بر خلاف این نظر سنجی، که به شکل انلاین انجام شده، در داوری جشنواره ها، داوران همدیگر رو می بینند، و درباره کارها بحث می کنند، مثلا وقتی یک داور از یک کار خوشش بیاد، باید ازش دفاع کنه و دلایلشون رو به بقیه بگه و اگر حرفها و دفاعیاتش در دفاع از یک کار منطقی باشه، بقیه داورها حرفهاش رو می پذیرند، و نظرها به هم بسیار بسیار نزدیک میشه.

  6. محمداروجی مهر ۱۱, ۱۳۹۵ در ۳:۲۹ ق.ظ - ارسال پاسخ به محمداروجی

    سرکار خانم دکتر ندافی برایتان آرزوی موفقیت دارم