دنیای تبلیغات، رسانه تخصصی تبلیغات و برند

پربازدید ترین کانال تبلیغات و برند

“تحمل نقد نشانه بارز فرهنگ است. حتی حقیقت هم نیازمند نقد است نه ستایش.”

نیچه
بزرگان بازاریابی ایران - امیرحسین نوریان
رسانه تبلیغات - مجری تبلیغات0
مصاحبه اختصاصی و پر نکته با جناب آقای مومنی مدیر روابط عمومی بانک سامان درباره کمپین های حمایتی این بانک و کمپین اخیر عظیم قیچی ساز
دنیای تبلیغات- سمانه پور محمد- این روز ها تصاویر مربوط به کمپین عظیم قیچی ساز در شهر خودنمایی می کند. بانک سامان پس از حمایت گسترده از والیبال حالا به حمایت از یک کوهنورد روی آورده و وجه ملی آن را برجسته کرده.  برخی چهره های سرشناس نیز به حمایت از این کمپین پرداخته اند به همین دلیل با آقای مومنی مدیر روابط عمومی و صدای مشتریان بانک سامان مصاحبه کردم که مطالب جالبی را بیان کردند:  
  • بانک سامان در سال‌های اخیر در حوزه مسئولیت اجتماعی کمپین‌های مختلفی را طراحی و اجرا کرده است و فعالیت‌هایی در حوزه‌های مختلف اجتماعی داشته است، پس از جداشدن از والیبال چرا دوباره به سمت ورزش رفتید؟
برای پاسخی دقیق‌تر به این پرسش، مایلم به این نکته مهم اشاره کنم که ما در بانک سامان همواره نگاهی جدی به حوز‌های مختلف اجتماعی داشته‌ایم و در راستای همین این رویکرد، نقشه راه عملیات اجرایی خود در محور‌های مختلف را طراحی کرده‌ایم. یک محور، نحوه ارائه خدمات بانک است که باعث تغییر در فرآیندهای اجرایی بانک براساس یک استراتژی مدون در بانک شد که حتی روی معماری شعب ما تأثیر گذاشت. تغییری که در شعار بانک رخ داد نیز بازتابی از همین رویکرد است. حمایت‌هایی که بانک سامان در حوزه فعالیت‌های فرهنگی و ورزشی در کشور داشته است نیز، باز همان رویکرد اجتماعی را دنبال کرده است. ما حتی زمانی که از سوئیت‌سمفونی خلیج‌فارس حمایت کردیم، حمایتمان صرفاً مالی نبود، ارکستر و استودیو انتخابی برای ضبط این اثر در بالاترین حد استانداردهای جهانی بودند تا اثری با کیفیت عالی بین‌المللی در اختیار علاقه‌مندان موسیقی قرار گیرد. علاوه بر آن ضبط و نشر اثری به نام خلیج فارس آن هم با اجرای ارکستر سمفونیک لندن هم‌نوایی کامل بانک سامان با دغدغه‌های اجتماعی روز را نشان می‌دهد. در حوزه محیط‌زیست کمپین موفق و بهتر است بگویم دقیق «آب هست ولی کم است» را اجرا کردیم که به عقیده من ظرفیت این را دارد که هر زمان دیگری نشان و صدایش را به گوش و چشم جامعه برسانیم و تلنگر بحران کم آبی کشور را بازتولید کنیم. ما حتی زمانی که سراغ ورزش والیبال رفتیم شاید کسانی در درستی روش و انتخاب ما تردید داشتند، اما ما با اطمینان حامیِ این ورزش شدیم و اتفاقاً نتیجه هم عالی بود. نگاه ما در بانک سامان، یک نگاه حمایتی مؤثر و فراگیر بوده است نه صرفاًَ استفاده تبلیغاتی از یک تورنمنت ورزشی. ما اعتقاد داریم که اسپانسرینگ باید اثرگذاری اجتماعی داشته باشد نه صرفاً بهره‌برداری تبلیغاتی؛ به همین دلیل هم در ارتباط با والیبال بخش زیادی از امکانات و فضاهای تبلیغاتی خود را برای پیام‌های کمپین‌های اجتماعی مورد استفاده قرار دادیم که مفید هم بود. توجه به اثرگذاری اجتماعی ما را به سمت ورزشی مثل کوهنوردی ‌برد و به سمت کوهنوردی به نام عظیم قیچی‌ساز که هیچ رسانه‌ای ندارد. هیچ تلویزیونی او را نمایش نمی‌دهد و اصولاً هیچ رسانه‌ای امکان حضور در جایی که او افتخار می‌آفریند و ثبت آن لحظه درخشان را ندارد. کار عظیم قیچی‌ساز تاریخی، بسیار مهم و دارای بالاترین درجه ارزش ملی است. او می‌تواند امید را در جامعه زنده کند و چراغ راهی برای جوانان باشد تا بدانند برای موفقیت باید کوشید و مقاوم بود و مهم‌تر از آن دانست که اتفاقاً پیروزی در طی‌کردن مسیر موفقیت و در خود تلاش است. ما با این نگاه عظیم را پیدا می‌کنیم و به او پیشنهاد می‌دهیم تا با حمایت بانک سامان این صعود را به سرانجام برساند. از ابتدا هم می‌دانستیم که برای به سرمنزل‌ رساندن پیام این حمایت و پیام حرکت ارزشمند عظیم قیچی‌ساز باید چندبرابر هر ورزش دیگری انرژی و زمان بگذاریم.
  • از اهداف اصلی این کمپین بگویید و این که چرا در حوزه اسپانسری کوهنوردی را انتخاب کردید؟
ببینید! در طول سال هر بنگاه تجاری به‌طور میانگین روزانه یک درخواست اسپانسری دارد؛ برای ما که تاکنون این‌گونه بوده است و روزانه با یک درخواست اسپانسری در حوزه‌های مختلف مواجه هستیم؛ اما الزاماً امکان پاسخ مثبت به همه درخواست‌ها وجود ندارد و طبیعتاً هر بنگاه اقتصادی تعدادی از پشنهادها را انتخاب می‌کند. ما همواره در انتخاب موضوعات مختلف این مسئله را مدنظر قرار می‌دهیم که حمایت از یک فرد یک یا رویداد اثرگذاریِ مثبتی در اجتماع داشته باشد؛ اما الزاماً درخواست‌هایی که به ما می‌رسد با خواست ما همسو نیست. به همین دلیل غالباً خودمان اتفاقات پیدا و پنهان را رصد می‌کنیم و به دنبال موضوعاتی هستیم که علاوه شأن اجتماعی مفید، انتظار دریافت حمایتشان نیز واقعی باشد. کوهنوردیِ ایران در طول سال‌های گذشته که چشم به عرصه‌های جهانی باز کرده، در کنار پیروزی‌هایش شکست‌های تلخ زیادی نیز داشته است. وقتی عمده این شکست‌ها را بررسی می‌کنیم، می‌بینید مشکل جدی و اصلی فقدان حمایت است. چه حمایت مادی و چه معنوی. پیکر بسیاری از کوهنوردان شاخص و توانمند ما به این دلیل در کوه‌های دنیا باقی‌مانده‌اند و خانواده‌هایشان نتوانسته‌اند به آن‌ها دسترسی پیدا کنند که حمایت درستی از آن‌ها نشده است. حالا در این میان فردی پیدا شده که پیام درست کوهنوردی را می‌تواند به گوش تمام شیفتگان طبیعت و محیط‌زیست برساند. کوهنوردی که 13 قله 8هزار متری را فتح کرده است و به قول خودش 10 انگشت دستانش سالم است و هیچ آسیبی ندیده است. این کوهنورد به دو دلیل ویژه لیاقت حمایت دارد. اول اینکه افتخاری که کسب می‌کند یک افتخار ملی فراگیر است و آن ارتقای نام و جایگاه ایران در ورزش دنیاست. از نگاهی دیگر، ورزشکاری است که براساس علم و اصول کوهنوردی صعود می‌کند و می‌تواند درسی باشد برای همه کوهنوردانی که باید به موفقیت و سلامت خود بیاندیشند. به قولی، کوه نیاز به جان کوهنورد ندارد، مسیر کوهنوردی مسیر جانفشانی نیست. از همه مهم‌تر اینکه باید جایگاه کوهنوردی به نقطه‌ای برسد که بنگاه‌های تجاری دیگر نیز رغبت پیدا کنند از کوهنوردی و کوهنوردان ما حمایت کنند. اگر توجه رسانه‌ها به ورزش کوهنوردی جلب شود، قطعاً بنگاه‌های تجاری نیز انگیزه حمایت از کوهنوردان ما را پیدا خواهند کرد. در واقع ما علاوه بر اینکه دغدغه اثرگذاری اجتماعی در حمایت‌هایمان داریم، به دنبال این هستیم اثری هم بر شیوه‌های اسپانسرینگ نیز بگذاریم.
  • چرا به سمت پرسونال‌برندینگ رفتید؟
ویژگی این کمپین ناخودآگاه آن را به سمت پرسونال‌برندینگ سوق دارد. عظیم قیچی‌ساز یک شخص است و این فعالیت ورزشی را به‌تنهایی انجام می‌دهد. او تنها فردی است که توانسته خودش را به یک‌قدمی یک رکورد جهانی بسیار مهم برساند. پس ما در این کمپین با ماجرایی سروکار داشتیم که هرچقدر می‌خواستیم به سمت برندینگ بانک سامان برویم اما باز وزن فعالیت، ما را به سمت پرسونال‌برندینگ عظیم قیچی‌ساز سوق می‌داد. ما نیامده بودیم عظیم قیچی‌ساز را برای خودمان به خدمت بگیریم، بلکه آمده بودیم با پتانسیل این کوهنورد و کاری که انجام می‌دهد خدمتی به جامعه بکنیم؛ این دو با هم فرق دارد. ما نمی‌خواستیم او را در خودمان حبس کنیم، می‌خواستیم دست‌به‌دست هم بدهیم و با هم پیام تلاش، مقاومت و پیگیری مداوم برای رسیدن به موفقیت را به گوش جامعه برسانیم. در کمپینی که محورش یک شخص است، به طور طبیعی بهترین انتخاب، کمپین پرسونال برندینگ بود. اتفاقأ چالش اجرایی، برای خود ما هم همین بود و تا جایی که من اطلاع دارم این نخستین‌بار است که یک اسپانسر کمپینی پرسونال برندینگ را برای شخصی طراحی و اجرا می‌کند. بنابراین عجیب هم نیست که طبق روال جاری دیگران ما در هیچ‌یک از شعارهایمان نگفتیم: «بانک سامان به قله لوتسه می‌رود.» یا «بانک سامان عظیم قیچی‌ساز را به لوتسه فرستاد.» چون در همه برنامه‌ریزی‌هایمان به سلامت پرسونال برندینگ توجه ویژه کردیم.
  • و چرا نام ایران بالا را برای این کمپین انتخاب کردید؟
عظیم قیچی‌ساز در بسیار از مصاحبه‌هایش گفته است؛ این کار بسیار سخت و خطرناک است، اگر فقط یک عامل مطرح نبود شاید بعد از قله سوم و چهارم این صعودها را ادامه نمی‌دادم و این کار را رها می‌کردم؛ اما کسب افتخار برای کشورم ایران مرا برای ادامه این مسیر مجاب کرد. زمانی که ما با عظیم قیچی‌ساز جلسه داشتیم این سؤال را از او مطرح کردم که باوجود اینکه دو بار برای صعود به قله لوتسه اقدام کرده و هربار به دلیل شرایط طبیعی نتوانسته این قله را فتح کند چرا باز هم به این صعودها ادامه می‌دهد؟ گفت: «دیگر فکر می‌کنم در این میان، نام عظیم قیچی‌ساز مطرح نیست. نام ایران در میان است.» او تمام تمرکز و وجودش را برای کشورش گذاشته ولی همیشه یادآوری می‌کرد که خیلی تمایل ندارد بر نام او تمرکز کنیم که من هم همیشه برایش توضیح می‌دادم که ما چاره‌ای جز این نداریم، چون اگر «عظیم قیچی‌ساز» را حذف کنم همه‌چیز حذف می‌شود. از طرفی عظیم از دیار تبریز و آذری‌زبان است. ما تمایل بسیاری داشتیم شعاری برای این کمپین انتخاب کنیم که به‌گونه‌ای ادای احترام به زبان مادری و فرهنگ پدری عظیم باشد و درنهایت به «ایران‌ بالا» رسیدیم. خارج از اینکه «بالا» همیشه ارتفاع را نشان می‌دهد بنابراین با کوهنوردی و صعود کاملاً هماهنگ است و در مجاورت نام عزیز ایران، بالارفتن نام ایران را نشان می‌دهد؛ در ترکی نیز معنای بسیار زیبایی دارد و آن معنا «فرزند» است. «ایران بالا» عظیم قیچی ساز را به عنوان «فرزند ایران» معرفی می‌کند که دعای خیر مردم و ارادت آن‌ها پشت سر او قرار گرفته است تا به سلامتی این صعود را نیز به سرانجام برساند و نام و پرچم ایران را به بام کوهنوردی جهان برساند. سپس جرئت کردیم و در آگهی‌های‌مان این شعار را با هشتک (#ایران_بالا) استفاده کردیم که کمی هم جسورانه بود.
  • در طرح تبلیغاتی بانک سامان، عکس عظیم را کنار شاعری همچون فردوسی می‌بینیم، که دلیل این همجواری نیز خیلی آشکار نیست. چطور این اتفاق رخ داد و چگونه به این نقطه رسیدید؟
وقتی نام ایران به میان می‌آید و زمانی که بار فرهنگی کار عظیم مطرح می‌شود، ما با یک پهلوان ملی روبه‌رو هستیم، عظیم قیچی‌ساز صرفا یک قهرمان نیست او پهلوانی ایرانی است. قهرمانان کسانی هستند که در مسابقات و در فضاهای رقابتی فعالیت می‌کنند و با شکست‌دادن رقیبان روی سکو می‌روند. ولی پهلوانان مبارزانی هستند که اقداماتشان متکی به خویشتن خودشان است. درعین‌حال به سمت ستیزهایی دامنه‌دار و بلندمدت می‌روند که علاوه بر توانِ تن نیاز به قدرت و سلامت ذهن دارند. نبرد رستم و اسفندیار نبردی چنددقیقه‌ای نیست که با سوت داور آغاز شود و به پایان برسد. یک نبرد چندسویه و دامنه‌دار است که علاوه بر میدان کارزار با نشست‌های متعدد این دو پهلوان پیش می رود. منش پهلوانی مبارزه را هدایت می‌کند. جنگ و رقابت نیست. منکوب‌کردن نیست، سرکوب‌ دیگری نیست، سربلندی خویشتن است؛ این دو با هم خیلی تفاوت دارند. پهلوان به دنبال سربلند بودن است. وقتی فردوسی می‌گوید: «که گفتت برو دست رستم ببند / نبندد مرا دست، چرخ بلند» اشاره به همین منش می‌کند. پهلوان از اینکه دست خودش بسته باشد شرم دارد از اینکه دست دیگری را ببندد، لذت نمی‌برد و این فرقِ یک پهلوان با یک قهرمان است. عظیم قیچی‌ساز از نسل پهلوانان این کشور است. مطمئنم اگر امروز فردوسی زنده بود حتماً حکایت عظیم‌قیچی‌ساز را روایت می‌کر‎‌د. او راویِ بزرگ فرهنگ ایران است، شاهنامه درباره همه ایران از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب است و همه پهلوانان، مورداحترام فردوسی بوده‌اند. حالا وقتی جوانِ پهلوانی در عصر معاصر ظهور می‌کند، چه کسی می‌تواند این حکایت را روایت کند و او را تحسین کند؟ بزرگ‌ترین تحسین‌گر پهلوانان ایران، یعنی فردوسی بزرگ! و به گمان من اگر فردوسی امروز زنده بود عظیم قیچی‌ساز را تحسین می‌کرد و شانه‌به‌شانه خودش راه می‌برد. لذت می‌بُرد از اینکه پرچم ایران به دست عظیم قیچی‌ساز است. از نگاه ِما عظیم قیچی‌ساز یک گام از پهلوانان شاهنامه نیز فراتر رفته و گمان می‌کنیم فردوسی او را بیشتر دوست دارد. در شاهنامه دو هفت‌خوان داریم، یک هفت‌خوان برای رستم و یک هفت‌خوان برای اسفندیار است. عظیم قیچی‌ساز این دو هفت‌خوان را به‌تنهایی طی کرده است. این پهلوان، پهلوان بزرگی است و این لیاقت را دارد که وارد شاهنامه شود، اگر فردوسی امروز زنده نیست که داستان او را بسراید ما که شاهنامه را می‌شناسیم و می‌دانیم که پهلوانان محبوب فردوسی، دلاورانی از جنس عظیم قیچی‌ساز بوده‌اند، می‌توانیم این دو را شانه‌به‌شانه هم و در کنار هم بر فراز قله ایران ببینیم و مردم را به تماشا و شناخت آنها دعوت کنیم. پس این همجواری عظیم درکنار هیچ شاعر و هیچ فرد دیگری امکان‌پذیر نبود؛ چراکه ما هیچ حماسه‌سرای دیگری نداریم که این درک عمیق را از پهلوانان ایران‌زمین داشته باشد.
  • چقدر به موفقیت این کمپین امیدوارید؟
خیلی زیاد، چون کار خیر بی‌پاداش نمی‌ماند. من در درجه اول امیدوارم که پیام امید و تلاش عظیم قیچی‌ساز به گوش جوانانی که نیازِ جدی به امید و تلاش برای خودشان و کشورشان دارند برسد و به جانشان بنشیند. و آرزو می‌کنم عظیمِ عزیزِ ما به سلامتی و در صورت فراهم‌بودن شرایط طبیعی و محیطی با انجام این صعود به کشور برگردد و نیازی برای تلاش دوباره او روی این قله به وجود نیاید و ما در سال 96 به رکورد مهم ورود به باشگاه هشت‌هزارمتری‌ها دست یافته و انشاءالله بر بام کوهنوردی جهان دور افتخار بزنیم.  
./پایان
عضویت در کانال تلگرام دنیای تبلیغات

نويسنده :

دبیر سرویس ارتباطات دنیای تبلیغات
کارشناس ارشد ارتباطات ,کارشناس رسانه و زبان انگليسي ,ويراستار کتب تخصصي بازاريابي
Print Friendly and PDF
دنیای تبلیغات - پشتیبان همایش

دیگر رسانه ها

برای دریافت آخرین مطالب، اخبار و تحلیل های دنیای تبلیغات پست الکترونیک خود را در کادر روبرو وارد نمایید و ایمیل ارسالی را تائید نمایید تا هیچ مطلبی را از دست ندهید!
  1. محمد فروردین ۳۱, ۱۳۹۶ در ۱۰:۰۱ ق.ظ - ارسال پاسخ به محمد

    دست مریزاد بانک سامان

ارسال ديدگاه []