و سرانجام خبر بد؛ جمشید الوندی، مدیر فیلمبرداری قدیمی و پیشکسوت سینمای ایران درگذشت.
تقریبا از یک سال پیش بود که با همراهی میثم سالخورد عزیزم، تصمیم به گفتگو با تنی چند از پیشکسوتان سینمای ایران به قصد چاپ در انتشارات رشدیه گرفتیم. یکی از کسانی که از همان ابتدا مد نظرم بود، جمشید الوندی بود. ابتدا هدفمان تنها یک جلسه صحبت با الوندی بود، ولی وقتی پای صحبتهایش نشستیم، با حجم زیادی از ناشنیدههای تاریخ سینمای ایران روبرو شدیم. لذا تصمیم گرفتیم گفتگو را ادامه دهیم و تکتک آثاری را که فیلمبرداری کرده، به صحبت بنشینیم. در نهایت بعد از سه جلسه گفتگو که هر کدام دست کم چهار پنج ساعت طول کشید، جمشید خان جهت کارهای مربوط به اقامت، چند ماهی به کانادا رفت. بعد از برگشت، باز تصمیم به ادامه گرفتیم. جلسه چهارم را برگزار کردیم ولی جمشید خان زودتر از همیشه خسته شد. ادامه گفتگو را به دو هفته بعد موکول کردیم. دو هفتهای که هیچگاه رخ نداد؛ چرا که فهمیدیم به سرطان پیشرفتهای مبتلا شدهاند و ظاهرا امیدی هم به بهبودی نیست. و امشب بالاخره افتاد اتفاقی که نباید میافتاد. از طرفی خوشحالم که توانستیم آخرین حرفها و تصاویر استاد را، ثبت کنیم و از سوی دیگر ناراحت که چرا این حرفها ناتمام ماند و حسرت این آشنایی تازه به دست آمده، بر دلمان. گرچه در نهایت تصمیم به انتشار این گفتگو در قالب کتاب و به همین صورت ناتمام داریم که امیدوارم سال بعد، رخ دهد. یادش همیشه گرامی هست و به یاد.
https://t.me/donyaetablighat/14172





