«به وقت شام» ضربه سنگینی از تبلیغات نامناسباش خورد. در واقع تیم تبلیغاتی این فیلم، با مجموعهای از تبلیغات اشتباه، همان تصویری را از فیلم به مخاطبانی که «به وقت شام» را ندیده بودند ارائه داد که عدهای از مخالفان فیلم در دوران جشنواره فجر بیان کرده بودند؛ یک بالماسکه الکن با لحظاتی از کمدی ناخواسته!
🔸ماجرا از تبلیغات تلویزیونی فیلم شروع شد؛ جایی که تصویری از یکی از داعشیهای فیلم به عنوان پایانبخش تیزرهای تبلیغاتی «به وقت شام» در نظر گرفته شده بود که به دوربین زل میزد و با لهجه خاصی میپرسید: «چطوری… ایرانی؟» بحث اساساً نه در مورد پایه و اساس واقعیِ چنین شخصیتی است و نه در مورد این که چنین لحظهای در خود فیلم دلهرهآور بود یا کمیک. این چهره و لهجه غیرعادی، با مقدمهچینی مناسبی در تیزر همراه نبود و همین امر، باعث شد جمله پایانی تیزر به دستاویزی برای شوخی در فضای مجازی تبدیل شود: از شوخی با افزایش قیمت ارز گرفته تا کریخوانیهای فوتبالی! این اتفاق، البته یک برند مرتبط با فیلم را در ذهن بسیاری از مردم تثبیت کرد اما در عین حال باعث شد «به وقت شام» در ذهن برخی از همین مردم تا حدی از جدیت بیافتد! اما به نظر میرسید تیم تبلیغاتی تازهترین ساخته ابراهیم حاتمیکیا به این گزاره اعتقاد داشت که «بدنامی بهتر از گمنامی است»! نشان به آن نشان که در پوستر اکران ویژه «به وقت شام» در پردیس کورش، این عبارت به چشم میخورد: «بازیگر چطوری ایرانی (جوزف سلامه) در پردیس کورش».
🔸آخرین پرده از تبلیغات عجیب «به وقت شام»، شب گذشته در پردیس کورش رخ داد. البته ایجاد فضایی نمایشی برای غافلگیر کردن تماشاگران در اکرانهای ویژه اصلاً امر عجیبی نیست و اتفاقاً باید امیدوار باشیم که شکل مناسبی از این تمهیدات تبلیغاتی در سینمای ایران هم اجرا شود. اما نمایش دیشب دستاندرکاران «به وقت شام»، از دو جنبه اقدام نامناسبی بود. مشکل اول این بود که «به وقت شام» اساساً در مورد موجوداتی تخیلی نیست. همه ما از طریق تصاویر، ویدیوها و اخبار، مدتهاست که با تصاویر داعشیها آشناییم. بنابراین بازتولید شمایلهایی واقعی که در این سالها به عنوان یک وحشت بزرگ به همه ما معرفی شدهاند و پیش از این به داخل کشور هم نفوذ کرده بودند، با نمایش چهرههایی خیالی – ولو با ظاهری ترسناک – بسیار متفاوت است.
🔸و اما مشکل دوم: اگر بپذیریم که نمایشی بودن برنامه، پیش از برگزاری مراسم از طریق بلندگو اعلام شده بود و اساساً برنامه آنقدر که در فضای مجازی اعلام شده ترسناک نبوده، و حتی اگر بپذیریم که تمهیدات دیشب باعث شده که فروش «به وقت شام» در پردیس کورش دو برابر شود، باز هم با تمهید مناسبی روبهرو نیستیم. «به وقت شام» قرار است فیلمی قهرمانپرور در ستایش شجاعت افرادی باشد که برای مقابله با وحشت داعش از جان خود گذشتند. در واقع حسی که قرار است پس از پایان فیلم به تماشاگر دست دهد، حس غرور و امید به موفقیت، ولو با تبعات سنگین، است (این که چنین ایدههایی در خودِ فیلم به خوبی پیاده شدهاند یا خیر، بحثی مجزا است). در این شرایط، تمهید تبلیغاتی دستاندرکاران «به وقت شام» چیست؟ نمایش داعشیها در قلب تهران: دقیقاً چیزی که حاتمیکیا سعی داشت، با نگاهی مماس با نگاه رسمی، در فیلم نشان دهد که چطور نباید رخ دهد! این، نوعی نقض غرض است! با این شیوه تبلیغات، حتی اگر فروش «به وقت شام» در روزهای آینده سه برابر هم شود (که البته کماکان برای تبدیل آن به یک فیلم سودده کافی نخواهد بود)، باز هم این تبلیغات در مجموع به ضرر فیلم عمل کردهاند؛ چون فیلمی که قرار بوده اثری جدی در مورد تهدید داعش باشد را از جدیت انداختهاند!/
.
.
سید آریا قریشی/ سینما با ما





