طراحان گرافیک و آژانس های تبلیغاتی ایران، وقتی در مقابل این پرسش قرار می گیرند که چرا کار خلاقانه انجام نمی دهید، معمولا دو دلیل عمده می آورند: رضایت و خواسته مشتری و بی سوادی مخاطبان ایرانی از نظر بصری! این جمله یعنی که این آژانسهای محترم منتظرند تا شعور و سواد بصری مشتری و مخاطب بالا برود تا کارهای خلاقانه خویش را آغاز کنند.
آژانس ایران نوین بزرگترین آزانس تبلیغاتی ایران است و سهم زیادی از بازار تبلیغات ایران را در اختیار دارد، با نیروهایی زبده و خلاق. حالا ایران نوین، فیلمی تولید کرده که قرار است در جشنواره معتبر فیلم مونترال به نمایش درآید. طبیعی است خود ایران نوین که بزرگترین ازانس تبلیغاتی ایران است، طراحی این پوستر را انجام دهد، یعنی هم سفارش دهنده خودش است و هم طراح پوستر، از طرف دیگر چون مخاطبان خارجی این پوستر مثل ایرانیها سواد بصری پایینی ندارند، طراح پوستر می تواند هر چقدر دلش می خواهد خلاقیت به خرج دهد. یعنی برای یک آژانس تبلیغاتی این فرصت از هر نظر مساعد است که توانایی هایش را به نمایش بگذارد، حالا بیایید نتیجه کار را ببینیم:

همانطور که می بینید، قسمت بالای پوستر که اجرای بسیار خوبی هم دارد، یعنی همان جایی که صابر ابر یک موجود مجازی ساخته شده از نوشته را در آغوش گرفته است، از یک کار خارجی کپی شده است، چند سال پیش شرکت پست استرالیا برای تشویق مردم به نامه نوشتن، کمپین خلاقانه ای طراحی کرد که این پوسترها، قسمتی از همان کمپین است. این کارها تا مدتها در صفحات تخصصی تبلیغات، به عنوان کار خلاقانه منتشر میشد.
حالا اگر کمی بیشتر دقت کنید متوجه می شوید که فضای بالای پوستر با پایین آن کاملا فرق دارد، یعنی همانقدر که قسمت بالای پوستر از نظر منطق تصویر، نگاه طراح و اجرا، حال و هوای کارهای خارجی را دارد، قسمت پایین، که شامل عکس و عنوان فیلم است، ترکیب و حس و حال کاملا ایرانی دارد. اگر بخاطر داشته باشید، مدتی مد بود که بازیگران یک فیلم, در کنار هم می ایستادند، به دوربین زل می زدند و عکس یادگاری می گرفتند، و بعدها با اضافه شدن نوشته به آن عکس، پوستر فیلم ساخته می شد و اینکه ژانر و فضای فیلم چیست، هیچ اهمیتی نداشت. استفاده از عکس های یادگاری به این شکل، که بعد از سبک پوستر کله، سبک پوستر عکس یادگاری را بوجود آورد حس دوستانه و خودمانی به فیلمهای خانوادگی می داد، از طرف دیگر، با این روش طراح پوستر، بدون دردسر می توانست عکس تمام بازیگران را در پوستر قرار دهد و بواسطه تصویر بازیگران، مخاطبان عام را به سینما بکشاند، اما آیا استفاده از این روش برای مخاطب خارجی که قرار است در یک جشنواره معتبر فیلم را ببیند درست است؟

اما اتفاق دیگری که در این پوستر افتاده این است که بزرگ بودن تصویر صابرابر و کوچک کردن بیش از اندازه عکس بازیگران و قرار دادنشان کنار عنوان بزرگ فیلم، من را یاد شهر کوتوله ها، یعنی لی لی پوت می اندازد و صابر ابر هم احتمالا گالیور این فیلم است! نکته اینجاست که اگر یک پروانه کوچک بالای سر کودکی پرواز کند، تصویر رمانتیک و زیبایی خلق می شود، اما اگر کودک را بیش از اندازه کوچک کنیم پروانه در نگاه مخاطب دیگر پروانه نیست، اژدهایی است که می خواهد کودک را ببلعد، وقتی تناسبات طبیعی یک آبجکت که ذهن مخاطبان به آن عادت کرده است را به هم می ریزیم، و آنرا در یک کادر، در کنار عناصر دیگر قرار می دهیم، ارتباط بصری آنها و دریافتهای ذهنی مخاطب را به هم می زنیم و معانی جدیدی به آن می دهیم، اینجاست که باید از خودمان بپرسیم آیا این معانی جدید را واقعا می خواهیم؟ آیا این دریافتهای جدید به انتقال پیام فیلم کمک می کند؟ آیا چنین اغراقها و ترکیب بندی هایی در پوسترهای فیلمهای ملودرام اجتماعی یا خانوادگی جایگاهی دارد؟
نکته دیگر، طراحی عنوان در این پوستر است، این ایده که مفهوم کلمه نزدیکتر را با نزدیک کردن حروف نشان دهیم، اولین فکریست که به ذهن طراح می رسد، همانطور که می بینید، مجله معروف کلوزر قبلا این کار را به شکل دیگری انجام داده است. نکته دیگر ترکیب نادرست اسم فیلم با بدن بازیگران است، برای مثال آن بازیگری که در ردیف اول نشسته و تا گردن در حرف O فرو رفته و پاهایش دقیقا وسط O قرار گرفته و رویش تاکید شده دربردارنده چه پیامی است؟

با این توضیحات، باید گفت پوستری که ایران نوین، خودش برای فیلم خودش و بخاطر مخاطب خارجی طراحی کرده است، نه زیبا و حرفه ایست، نه حرفی برای گفتن دارد، نه هویت ایرانی دارد و نه خلاقانه است، اما از همه اینها بدتر این است که پوستر کلوزر، یک اثر ارژینال و اصل نیست. حالا سوال اینجاست که چطور می شود در سیستمی که کارگردانان، طراحان و ایده پردازانی حرفه ای دارد و هر روزه تازه های تبلیغات جهان را رصد می کند و از همه مهمتر طراح گرافیک باسابقه ای به نام ابراهیم حقیقی مدیر هنری آن است، چرا هیچ کس، متوجه کپی بودن این کار یا تشابه بیش از اندازه اش به یک کار معروف خارجی نمی شود؟ چرا نیروهای خلاق وقتی در سیستم قرار می گیرند کارایی خود را از دست می دهند؟ نکته مهم اینجاست که اگر یک گرافیست آزاد، چنین کاری انجام دهد، چیز غریبی نیست، عواقبش فقط دامن خودش را می گیرد، اما این پوستر را آژانس ایران نوین که خود را بزرگترین آژانس ایران می داند، برای تبلیغ فیلم خودش و با هدفگیری مخاطب خارجی طراحی کرده است، یعنی جایی که این پوستر عرضه می شود، چیزی به نام حق مولف و قانون کپی رایت وجود دارد، جایی که بر خلاف فضای تبلیغات ایران، خلاقیت، زیبایی و ارژینال بودن اصل است.
و حرف اخر اینکه این پوستر با این نواقص آشکار و پنهانش، قرار است در بازار فیلم جشنواره مونترال، که یکی از معتبرترین بازارهای فیلم منطقه امریکای شمالی است، برای فیلم کلوزر تبلیغ و بازاریابی کند!





نگاه درست و عمیقی داشتید آقای نصرتی
ممنون