دنیای تبلیغات- آنا جلوه – با شنیدن نام گرجی من یاد کنکور آزمایشی می افتم، وقتی سر جلسه کنکور می نشستیم و بعد از یک ساعت پک آّبی و قرمز نیم چاشت گرجی را با یک لیوان شیر توزیع می کردند .
امروز اما گرجی کنکورش را داده است و شاید در رشته مدیریت بازاریابی درس خوانده باشد، سرش پر از ایده های نو است و آمده تا در بیزنس پدری اش کار کند، باید اعتراف کنیم که پدرش هم دست او را باز گذاشته است و به او اجازه داده که دستی در تنوع محصول ببرد، بسته بندی هایش را سر و شکلی بدهد و حتی بیاید رسانه بگیرد و تبلیغات محیطی کند.
گرجی یک کار با نمک خوب دیگر را هم یاد گرفته است، او میداند که این روزها حضور در فضای آنلاین و برقراری ارتباط با مخاطب از طریق صفحات اجتماعی، ابزاری نوین و موثر در تبلیغات است. او چند جوان خوش ذوق و جویای نام را صدا کرده است که برایش طراحی کنند، به مناسب های مختلف و پیام های خلاقانه را با نام گرجی منتشر کنند.
یک روز خودش را با ادبیات دوستان همراه میکند و در کنار مسافر کوچولو روز تولد آنتوان دوسنت اگزوپری را تبریک می گوید،روز دیگر خودش را ظریف به توافق می چسباند و با سیاست مداران چایی می نوشد.
اما گرجی هنوز در مسیر نویی که پیش گرفته است کم تجربگی میکند، تبلیغات محیطی اش را می سپارد به یک آژانس که برایش در اینجا و آنجای شهر تابلو بگیرد و تصویر چند محصولش را میگذارد برای نمایش. صفحات اجتماعی ش با طرح های خوبی که خلاقانه ایده پردازی و اجرا شده به گروه دیگری می سپارد و در بعد نگاه میکنید و میبیند اینستاگرامش که الحق یک سر و گردن بالاتر از خیلی از صفحه های دیگر است، کلا ۵۰۰۰ نفر فالوور هم ندارد و بهترین کارش کمتر از ۴۰۰ لایک می گیرد.
وقتی وب سایت گرجی را باز میکنید همان لوگوی قدیمی با طراحی که در آن هیچ بوی تازگی و ایده های جدید نمی آید، ذوقت را کور میکند.
بنظر می آید چند تیم مختلف هر کدام پشتشان را بهم کرده اند و دارند برای گرجی نقشه می کشند، فکر میکنند و ایده هایشان را جدا جدا اجرا میکنند. هر کدام از این برنامه ها شاید به تنهایی خوب بنظر برسد ولی نمیتوانی ارتباطی بین اهدافی که تبلیغات محیطی دنبال میکند، برنامه هایی که تبلیغات آنلاین دارد و احتمالا استراتژی های توسعه ی محصول گرجی پیدا کنید.

وقتی در حال نوشتن این مطلب بودم، این صدای آشنا در گوشم زنگ خورد که میخواند ” نیم چاشت پر انرژی از محصولات گرجی”، برای هم نسلان ما شاید گرجی بیسکوییت ساده و کم ادعایی بود که برای زنگ تفریح های مدرسه و پذیرایی های ساده خریداری می شد.
امروز اما گرجی حرفهای تازه می زند که البته کمتر به گوش رسیده است. بنظر می رسد گرجی میخواهد خودش را در جایگاهی متفاوت تر از قبل در ذهن مخاطب بنشاند.گرجی اما شاید یادش رفته است که برای ایجاد ادراک جدید از تصویر تازه اش، باید همه ی حرفهایش یک رنگ و بو داشته باشد، باید یادش باشد که یادش نرود در کنار تبلیغات محیطی، تغییر بسته بندی، حضور در صفحات اجتماعی دستی به شعار خاک گرفته ی” سالم و پرانرژی با بیسکوییت گرجی” هم بکشد. آیا گرجی خودش فراموش کرده است که کوکی، کراکر و شکلات صبحانه هم در لیست محصولاتش است؟ یا آنها به اندازه کافی سالم و پر انرژی نیستند؟





