پیشنهاد سردبیرتحلیل تبلیغات و بازاریابی

مردم، فرهنگ و نشانه ها ! / مردم، دم دست ترین مجرمان فرهنگ و هنر! / از لوگوی ۵۰۰۰ تومانی و جای پارک تا فرهنگ و سواد مردم

دنیای تبلیغات- نقد هفته- امیرحسین نوریان-

۱- اساسا مردم ما به نشانه ها بی اعتمادند و حق هم دارند. در و دیوار شهر پر است از نشانه هایی که برای مردم معنایی ندارد و  اگر مردم هم توجه داشته باشند، گاهی دچار دردسرهای جدی می شوند. این مساله بغرنج که میزان اهمیت دادن به آن در همه جای دنیا ارتباط مستقیم با فرهنگ و شاخصه های شهروندی افراد دارد، بازهم بخش اعظمی از آن در ایران ربطی به فرهنگ مردم و نحوه استفاده آنها ندارد و استفاده های سهل انگارانه و طراحی های بدون توجه به جزییات این علائم، مردم را نسبت به این علائم بی اهمیت کرده است. اما مشکل این است که این سهل انگاری های به ظاهر ساده، بازتاب های بدی در جامعه خواهد داشت و مردم این بی اعتمادی شان را به دیگر علائم تسری خواهند داد.

news4051 770888 orig در مردم، فرهنگ و نشانه ها ! / مردم، دم دست ترین مجرمان فرهنگ و هنر! / از لوگوی 5000 تومانی و جای پارک تا فرهنگ و سواد مردم

۲- بسیاری از چراغ های راهنمایی و رانندگی وقتی هنوز سی چهل ثانیه تا قرمز شدن دارند نا گهان قرمز می شوند و همین چراغ ها وقتی برای سبز شدن ثانیه می اندازند، سه ثانیه مانده به سبز شدن صد ثانبه بر روی سه مکث می کنند.

به ابتدا و انتهای خطوط عابر پیاده توجه کنید. بسیاری از آنها از جوی آب شروع می شوند و از وسط گلکاری و باغچه سر در می آورند.

وقتی مدیریت عرضه و زیر ساخت آنقدر ضعیف است که صرفا برای دریافت پول خودرو به فروش می رسانند و جایی برای پارکش وجود ندارد یک علامت پارک کردن ممنوع می چسبانند و اشتباهاتشان را با حمل خودروها با جرثقیل پاسخ می دهند. و هزاران هزار مورد ریز و درشت دیگر که فارغ از تاوان دادن مردم، نتیجه اش بی اهمیت تر شدن روز به روز هر نوع نشانه و علامتی است. که در صورت عدم وجود مامور و دوربین، اتفاقا رعایت نکردنش در مبارزه ای پنهان با همین علائم سهل انگارانه و شاید درغگو، می چسبد.

این می شود که مردم، که در این خیل بی تفاوتی های ریز و درشت و عدم توجه به علائم حساب و کتاب دار، ناهنجار خوانده می شوند، جریمه می شوند و برچسب بی فرهنگی می خورند.

۳- در بازار کار برای طراحی یک لوگو از ۵ هزارتومان تا ۵ میلیون تومان نرخ طراحی لوگو متغیر است. حقیقت این است که احتمال کپی از آب درآمدن هر دوشان هم به یک اندازه است. گرافیست ها هم درچنین آشفته بازاری باز هم از شعور و سطح سواد بصری مردم و مخاطبشان مایه می گذارند و مراجعه کنندگان به ارزان فروشان را افرادی فاقد درک و شعور بصری می دانند. بماند که در بسیاری موارد کیفیت کارهای گران هم تعریف آنچنانی ندارد. بسیارند لوگوهای گران ۵ میلیون تومانی کپی یا غیر کپی که فاقد مولفه های مینیمال شده یک خدمت یا یک بنگاه هستند و می توان آنها را برای هر جایی استفاده کرد.  درست مثل همان خطوط عابر انگار از آسمان به زمین افتاده اند و شاید اگر جای دیگری می افتادند بهتر هم می شد.

jklooooooooiiiiiiiiyyyy

۳- برخورد هنرمندان در هر صنفی با مردم و مخاطبانشان درست مثل تابلوهای پارک ممنوع شده است. که ضعف های غالب افراد تشکیل دهنده صنفشان را که رفتار آنها بی اعتمادی عمومی ایجاد کرده نمی بینند. صرفا خودشان و مخاطب را در دایره ای کوچک و بسته ای می بینند که یا باشعورند و به آنها مراجعه کرده اند یا حقشان است که وقتی  ماشینشان را بخاطر مدیریت اشتباه خود آنها  زیر علامت پارک ممنوع پارک کرده اند، بی فرهنگ خوانده شوند و ماشینشان با جرثقیل حمل شود…

۴- گویا مردم دم دست ترین و مقصرترین مجرمان حوزه فرهنگ و هنرند. می خواهد در برابر مشکلات مترو باشند یا طراحی علائم و حتی نشانه!

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]

امیرحسین نوریان

منتقد و تحلیلگر تبلیغات

‫۴ دیدگاه ها

  1. امیرحسین لذت بردم
    رفیق منتظر نقد دنیای تبلیغات درباره نگارخانه ای به وسعت یک شهر هستیم
    به نظرم با این مطلبی که الان نوشتی ارتباط تنگاتنگی می تواند داشته باشد
    “فرهنگ و فرهنگ سازی آن هم روی دیوار مردم [تابلوهای اجاره رفته]”
    به هر ترتیب اردت داریم

    1. درود بر مجتبی عزیز
      ممنون از حضورت و انرژی مثبتی که می فرستی.
      داستان نگارخانه ای به وسعت یک شهر را که خودت و تیم حرفه ای کافه مارکتینگ به خوبی و به موقع پوشش دادی و استفاده کردم. حقیقتش چند خطی برایش نوشته ام که به زودی روی سایت خواهم گذاشت. خوشحال خواهم شد در مسیری که قدم گذاشته ایم راهنماییمان کنی.
      مخلصیم.

  2. جناب آقای نوریان ! از جای خوبی شروع کردید و به جای خوب تری رسیدید ! بسط دادن موضوع هایی که اشاره کردید به هم, عالی و زیرکانه بود !
    با نظر دوست خوبمون آقای محمدیان هم کاملا موافقم !
    نگارخانه ای به وسعت یک شهر !
    چند تا شرکت تبلیغاتی که طبق تعهد مجبورا یک مدت زمان خاصی رو بیان و تابلوهاشون رو مجانی در اختیار شهرداری بزارن ! با منت بی کار ترین زمان بیلبورهای تبلیغاتی که همین اردیبهشت باشه رو انتخاب کردن که دینشون رو بپردازن ! اونم چه اردیبهشتی ! اردیبهشت ۹۴ که کلا تو ۷ سال اخیر بی کاری تبلیغات توش بی سابقه تر هم بوده !
    حالا همه این ها رو هم با منت روی سر مردم چی شده ؟؟؟
    شده
    نگارخانه ای به وسعت یک شه
    حالا بحث بی کیفیتیشون هم به کنار …
    حالا یه عده هم به به و چه چه میکنن !

    1. درود بر جناب حدادی گرامی…
      سپاس از لطف شما و ممنون از حضورتون.
      داستانی است این منت گذاشتن ها و این بی فرهنگ و بی سواد خواندن مردم…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا