دنیای تبلیغات- مهراد انوری- به پیامهایی که می دهیم چقدر دقت می کنیم؟
بودن به چه قیمتی ، برایمان مهم است ؟
چقدر برای بودنمان برنامه داریم ؟
چقدر تصور می کنیم مردم برای پذیرش هر نوع خوراک بصری آماده اند و باید هر خوراک بصری را بپذیرند ؟
چقدر به مخاطب از نظر تفکری و دیداری احترام می گذاریم؟
اگر سبک فانتزی کار می کنم چرا المان های واقعی استفاده می کنم؟
و اگر سبک واقعی کار می کنیم چرا مفهوممان اغراقی و تخیلی است؟
تقریبا از دو ماه پیش کمپین برخورد با آینده شروع شد و من بازخوردی از این کمپین از سوی مردم ندیدم و حتی نشنیدم جایی مردم در مورد آن حرف بزنند و فقط دیدند.
اخیرا هم کمپینی با عنوان قطره قطره آغاز شده که باز هم جای بسیار تامل و تفکر دارد باید دید چه دستاوردی برای بانک می تواند داشته باشد.
ولی سوال مهم این است چرا این کمپین ها پس از اجرا بررسی و ارزیابی نمی شوند و در حوزه خود بانک نتایجشش منتشر نمی شود؟
و اگر ارزیابی میشوند واقعا با چه شاخص هایی سنجیده می شود که نتیجه به ادامه یک کار بی اثر می انجامد ؟
کمی اجازه دهید موشکافانه پیش برویم سعی می کنیم سوالاتی را مطرح کنیم و به دنبال پاسخی مناسب برای آنها باشیم
سوال اول ؟
این تبلیغ در راستای چه استراتژی از بانک رو نمایی گردید؟
خب، نگاه اول این است که در امتداد بانکداری الکترونیکی صورت پذیرد چرا که یک کمپین پر هزینه با عنوان ” با ” مدت ها در سطح شهر حضور داشت و انتظار حرفه ای می رفت که از این کمپین برداشت هایی درخور انجام پذیرد ولی به نظر من این کمپین نیز همانند کمپین های دیگر رها شد و بدون برداشت نتیجه به پایان خود رسید.
می توان نتیجه ای گرفت و آن این است که ، واقعا استراتژیی که اثر بخش و ملموس باشد وجود ندارد که بی برنامه در طول ۶ ماه از سال برنامه ریزی می کنند ، اول با نگارگری آغاز ، با بانکداری پیشخوان مجازی ادامه و پس از هزینه بسیار در قالب بانکداری الکترونیکی به قطره قطره می رسند که با موضوع جذب سرمایه است
سوال دوم واقعا از دید المان های بصری چه بار مفهومی در این تبلیغ رعایت شده ؟
باید به این سوال اینگونه پاسخ دهیم که با وجود اینکه ممکن است این طرح برای جذب سرمایه های اندک و خرد باشد ولی نوع المان های انتقال مفاهیم اشتباه بکار برده شده اند چرا که برای مخاطب قبل از این که به مفهوم اصلی تفکر کند در فکر این است که سکه ها چطور می توانند کنار هم و آن هم به صورت کوه یخ که ۲۰ درصد بیرون از آب و ۸۰ درصد زیر آب است قرار گیرند در صورتی که با طراحی بسیار ساده تری میتونستند این موضوع بیان کنند مثل : ساعت شنی که به جای دانه های شن از سکه استفاده کنند یا قللک شفاف که سکه هایی در ته آن انباشته شده بود
این که کوه یخ تجسم گردد و اینکه در محیط دریا مفهوم را با قطره قطره بیان شده کمی دم دستی است و خود جای سوال دارد.
در طراحی تبلیغات باید از عوامل و المانهایی استفاده شود که به بهترین شکل بتوانند پیام مد نظر سازمان را به جامعه هدف که هر لحظه در معرض هجوم تبلیغاتی مستقیم و غیر مستقیم رسانه های گوناگون قرار گرفته است منتقل نماید. تبلیغات باید از طریق مفاهیم گفتاری و نوشتاری، ساختار و محتوا، جذابیت های بصری، لوگو، عوامل هیجانی و احساسی، کشش های غریزی، خلاقیت، ارزش و کیفیت محصولات، زمان ارائه، نیازهای مخاطبین، مزیت های رقابتی و عوامل اجتماعی و فرهنگی محرکی قوی برای جلب نظر مشتریان به منظور خرید بیشتر را فراهم آورد.
مطمئنا این کمپین نیز همانند کمپین های امسال این بانک حداقل یکی دوماه در تابلو ها باقی می ماند و ناگهان به پایان طرح می رسد
باید گفت تبلیغات هنر است و مارکتنیگ هنرمندی و کارگردان می خواهد این هنر و هنر مندی ، باید برای اقداماتمان سناریو داشته باشیم ، باید بدانیم از نتیجه بازخورد یک طرح چگونه برای طرح بعدی استفاده کنیم ، واقعا گذشت آن زمانی که به صورت افست تراکت های رنگی چاپ می کردند و دونه ای پخش می کردند ، تبلیغات بی برنامه نیز در حال حاضر همین است ، در آن زمان نوع برخورد با تراکت این بود که لحظه ای دیده می شد و سپس زیر پای عابران له می شد و حال بازهم دیده می شود در نگاه عابران و لحظه ای بعد فراموش می شود .
برای جمع بندی باید عرض کرد که برای انتخاب یک رسانه باید مراحل زیر طی شود ، الگوی اجرایی مطرح می شود و در نهایت قضاوت با شماست
مراحل تعیین و انتخاب یک رسانه:
۱. تعیین بازار هدف و یا جامعه آماری که مخاطب تبلیغ هستند :
میزان دیده شدن و رویت پیام و چگونگی ارائه آن همراه باید مد نظر گرفته شود و همچنین جمعیت هدفی که در مدت زمان مشخصی باید این تبلیغ را رویت نمایند تا اثرگذاری رخ دهد .
۲. انتخاب نوع رسانه:
اینکه چه رسانه برای اطلاع رسانی و انتقال پیام استفاده می شود ، مهم است و بستگی به نوع مخاطبین دارد در این تبلیغ می بینیم که با وجود اینکه ماهیت جذب سرمایه های کوچک را دارد ولی در تمامی نقاط تهران به چشم می خورد و این خود یعنی خطا در تعیین نوع رسانه و موقعیت قرارگیری و تاثیر گذاری
۳. انتخاب وسیله ارسال پیام:
باید گفت به جای عنوان وسیله باید بگوییم ابزار های انتقال مفهوم که باید از ساختار یکپارچگی استفاده کنند در این تبلیغ یکپارچگی مفهوم ندارد و فقط از بیلبرد و بنر های تبلیغاتی استفاده شده آنهم به تعداد زیاد
۴. زمانبندی رسانه:
زمانبندی رسانه در این تبلیغ رعایت نشده چرا که دقیقا بعد از تبلیغات گسترده بانکداری و بی نتیجه ماندن آن آغاز شد و سناریو مشخصی برای آن طرح ریزی نشده بود و فقط انگار تیم تبلیغات یه تعدادی طرح آماده در انبار چاپ دارند و فقط قرار است روکش تابلوهای تبلیغاتی را عوض کنند و هیچ تاثیر گذاری را نه بررسی و نه ارزیابی نمایند
امید است قبل از فکر کردن به جیبمان بیاندیشیم که که قرار است چه چیزی تولید شود و چه بار معنایی برای مخاطب دارد و فقط صرف اینکه در بازار تبلیغات دیده شویم و حضور داشته باشیم نباشد .
جمله آخر از دیوید اوگیلوی نابغه تبلیغات :
خلق یک اثر تبلیغاتی به الهام ها و نوگراهای ذهنی نیاز دارد ولی قسمت اعظم آن به دانش و سخت کوشی فرد بستگی دارد.
آنچه اگیلوی بدان اعتقاد داشت تبلیغ مشتری پسند بود. وی معتقد بود تبلیغ باید واضح، روشن و روان باشد و مطالب تبلیغ با ویژگی های کالای مورد نظر ۱۰۰% تطابق داشته باشد. تبلیغاتی که او طراحی می کرد همواره بر خصوصیات منحصر بفرد آن محصول تکیه داشت.






سپاس جناب انوری عزیز
متاسفانه بانک آینده علیرغم شروع خوبش و با توجه به رسانه های محیطی بیشماری که اجاره کرده هنوز به پیام و ایده ی واحدی برای برقراری ارتباط با مخاطبش نرسیده است
بعنوان یک دانش اموخته ارشد کارافرینی و مدیر یک شرکت بنظرم سایتتان اصلا نه محتوا دارد و نه ارزش واقعی
ایراد شما از بانک ملی به چه درد من می خورد؟
اگر فکر می کنید اینطوری استخدام بانک میشوید دلسوزانه میگم که این طور نیست عزیزان من
حتی مدیر زنگ هم نمی زنه به شما
اصول ارتباط در بانک ها رابطه محوریه نه تخصص محوری
روی ارزش افزوده واقعی کار کنید و توده مردم رو جلب کنید
مخاطب محترم جناب حسینی
ممنون از فرصتی که اختصاص داید بابت مطالعه مطلب بنده بسیار سپاسگزارم و ممنون و تشکر ویژه بابت نقدتون ولی باید عرض کنم
در مورد مبحث اول : اینکه دارای محتوا هست یا خیر بستگی به برداشت مخاطبین دارد همون طور که بحث کیفیت از جانب افراد مختلف برداشت های مختلفی می شود نوع محتوا نیز به همین سبک می باشد و برداشت از محتوای مطالب به نوع تفکر و نگرش و درکشان از موضوع ارتباط دارد .
در مورد دوم : اینکه به چه درد می خورد باز هم برداشت شما و دیگر مخاطبین عزیز است ولی ساده عنوان نمایم حداقل این است که شما خطای تدوین استراتژی این مجموعه را در کسب و کار شخصی خودتان تکرار نمی کنید ولی باز هم مخاطب آزاد است به هر نوع برداشت و تفکر
در مورد بعدی : واقعا نه به دنبال استخدام هستیم نه به دنیال اینکه مدیر بانک آینده ( نه بانک ملی ) به من زنگ بزند چرا که نیازی به استخدام نیست هرکسی آینده خود را دارد و توانایی و تخصص خودش را و این تحلیل ها صرفا جنبه تحلیل آکادمی و دانشگاهی دارد .
پیروز و کامیاب باشید