دنیای تبلیغات- امیرحسین نوریان- در برهوت کتاب های برند شخصی، و حجم بالای کتاب های کپی پیست و تکراری بازاریابی و برند، برند خودت باش فارغ از کیفیتش اتفاق خوبی است.
در لایه ای بالاتر در حوزه برند، هنوز کتابی قابل توجه که فرایند برندسازی را بطور عملی شرح داده باشد منتشر نشده نشده. کتاب ها غالبا به بیان مفاهیم و تعاریف پرداخته اند و یا در بهترین شرایط کمی وارد هویت بصری برند شده اند. صفر تا صد فرایند برند سازی به مفهوم واقعی اش در حوزه برند در ایران منتشر نشده. همانطور که در تبلیغات هم نشده. و کتاب های خوب موجود در حوزه تبلیغات و برند، یا به بیان مبانی پرداخته اند یا تک جمله های قابل تاملی دارند و حجم بیشتر کتاب ها را توضیح بدیهیات و اصول اولیه پر می کند. حتی کتاب مشهور مدیریت استراتژیک برند ِ کوین کلر هم با همه محبوبیت و شهرتش، وارد فرایند عملیاتی نمی شود و به مفاهیم و روشنگری آن ها می پردازد و دو سه کتاب خوب موجودی که به فرایند برند سازی پرداخته اند هنوز در ایران ترجمه نشده اند.
با این نگاه اساسا در حوزه پرسونال برند هم توقع زیادی نمی توان داشت هر چند در این حوزه هم غیر از دو سه کتاب خارجی، باقی کتاب ها و حتی مقاله ها به بیان مفاهیم سطحی پرداخته اند.
کتابِ “برند خودت باش”، نوشته “پیتر مونتونیا” و “تیم وندیهی”، با ترجمه خوب “سامان شاهین پور” هم تابع همین فضا ست. با این تفاوت که کتاب تک جمله ها و نصایح قابل توجهی دارد که در قیاس با خیل کتاب های موجود بازاریابی، تبلیغات و برند، تعداد تک جمله های خوبش بیشتر است. این است که خواندنش از نخواندنش مخصوصا برای کسانی که با حوزه کمتر آشنا هستند بهتر است. مثلا این جمله فارغ از موافقت یا عدم موافقتتان، شما را به تامل وا می دارد (و از این منظر صداقت نویسندگانش در بیان صادقانه و جسورانه نظرات خودشان قابل احترام است) که “در نهایت، هدف پول است و بعد لذت از آن”. جملات خوب دیگری هم در کتاب به وفور وجود دارد. مثلا در بخشی با عنوان از این حرف خوشتان نخواهد آمد، می گوید: “قابلیت دیده شدن شما، مهم تر از توانایی شماست” که در حوزه برند حرفِ تلخِ درستی است. یا اینکه: “قبل از آنکه رقیبتان شما را تعریف کنند، شما باید خودتان را تعریف کنید”. یا اینکه در بخشی از کتاب در باره فضای برند آمده: “عرف به گونه باور نکردنی ابلهانه است. می خواهم بگویمکه پیروی از عرف باعث می شود در نهایت به حاشیه بروید و اندیشمندان جسور از شما پیشی بگیرند و شما حیرت زده به این فکر کنید که چه اتفاقی افتاده است…” بعد از آن هم بیشتر به بیان مفاهیم، مثالها و بخش زیادی به وب سایت و روابط عمومی و… می پردازد و البته مثالهایی از برند های جهانی دارد که بعضا قابل توجه اند.
اما بخش جالب و به نظر من اشتباه عجیب کتاب، آنجاست که در صفحه چهل در یک برنامه پیشنهادی هشت مرحله ای و در اولین مرحله می گوید بر اساس ویژگی هایی که برای بازارهدفتان ارزش به نظر می رسند، یک برند فردی پیش نویس کنید! یعنی فرایند برند سازی را بجای هویت برند، از بازار شروع می کند که قطعا اینگونه نیست.
با این نگاه برای ۳۵۸ صفحه ای که برایش وقت می گذارید برای اولین کتاب جدِی این حوزه، برای افرادی که آشنایی با پرسونال برند ندارد برخلاف اکثر کتاب های موجود، کتاب بدی نیست.
با این حال خواندن کتاب، در فضایی که پرسونال برند پس از سپری کردن دوره مد و پوز دادنش در ایران سپری شود بصورت جدی تری به آن پرداخت خواهد شد، بخاطر برخی تک جمله های قابل تاملش و آشنایی کلی با برخی مفاهیم و فضای این حوزه، خالی از لطف نیست. فعلا وجود همین تک جمله ها هم در برخی کتاب های این حوزه غنیمت است.
telegram.me/donyaetablighat






یک سوال استراتژیک:
یعنی باید با این واقعیت کنار بیایم که برند یعنی یا دروغ یا بزرگ نمایی؟! یعنی نمی شود برندی ساخت که هم بزرگ باشه هم صادق؟ نمیشه روی محصولات بزنیم ۱ لیتر و واقعا یک لیتر هم توش باشه؟ یا روی آب میوه ها نزنیم صد در صد طبیعی و فروش هم داشته باشه؟
مشکل اینجاست مردم این دنیا رو به دروغ عادت دادیم و حالا داریم از این عادت پول در میاریم
من از این دنیا بدم میاد و دوست هم ندارم برند سازی کنم و مدام دروغ بگم…
به نظر شما چه باید کرد؟
درود بر امین عزیز. ابدا برند سازی دروغ گویی نیست. و اتفاقا بخشی از آن ادعا و قولی است که به آن عمل شود
من در مورد واقعیت های سطح جامعه صحبت می کنم نه چیزی که در کتاب ها نوشته شده است. وقتی کارفرمای من از من دروغگویی را می خواهد و با وجود اصرار من باز هم بر نظر خود پافشاری می کند ه باید کرد؟ دستورش را باید انجام داد یا ترکش کرد؟
این مساله چقدر ارتباط به برند داره امین عزیز؟ خوشحال میشم کیس رو باز کنی تا به عنوان یه مطلب مستقل منتشر کنیم