دنیای تبلیغات- بهاریه- علیرضا نصرتی- بهار, برند فصلهاست. همه ما این برند را دوست داریم و بی صبرانه برای آمدنش آماده می شویم. مهم نیست که قدرت خریدمان چقدر است, به هر حال به اندازه جیبمان برایش خرج می کنیم. گروه هدف برند بهار, بسیار گسترده و وسیع است و برای همه مخاطبانش از پیر گرفته تا جوان, از پولدار گرفته تا فقیر و از مهندس و دکتر گرفته تا کشاورز و کارگر بیسواد, محصول ارایه می دهد. محصولی که بهار ارایه می دهد, تازگی, طراوت و نو شدن است . تابستان, یا بهتر بگویم سه ماه تعطیلی را بچه مدرسه ای ها دوست دارند, پاییز هزار رنگ را هنرمندان و شاعران, و زمستان را عاشقان سرما و برف و یخبندان. اما بهار را همه دوست دارند و خود را برایش اماده می کنند اما کمتر کسی است که مثلا خود را برای تابستان آماده کند و لباس و کفش نو بخرد برند بهار آنچنان جایگاهی در ذهن مشتریانش دارد که اگر کسی فقط قدرت خرید یک دست لباس در سال را داشته باشد, آن لباس را برای عید نوروز و استقبال از بهار می خرد. حتی کسانی که غر می زنند و از شلوغی خیابانها و گرانی اجناس شب عید شکایت می کنند, باز به اندازه وسعشان هزینه می کنند و برای آمدن بهار مهیا می شوند.
ویژگی دیگری که بهار را تبدیل به یک ابر برند کرده است, این است که به تعهداتش عمل می کند, منظم و خوش قول است و به موقع محصولاتش را ارایه می کند. اما بعضی وقتها محصولات بهار کیفیت همیشگی را ندارد و چنگی به دل نمی زند, ممکن است در بهار باران زیادی نیاید و هوا آلوده باشد. یا سرمایی ناگهانی از راه برسد و شکوفه های درختان را سیاه کند و به باغها و مزارع اسیب برساند, اما با تمام اینها, بهار همچنان بهار است, چون برند است و اینجور وقتها می تواند از برندش خرج کند از قدیم گفته اند که با یک گل بهار نمی آید, یعنی فقط با ارایه یک محصول نمی توانی تبدیل به برندی مثل بهار شوی, ممکن است بخاطر گرم شدن هوا, شکوفه های درختان, در اواسط اسفند باز شوند اما با این کار, اسفند تبدیل به فروردین و زمستان تبدیل به بهار نمی شود.
برند بهار نیز مثل هر برند دیگری، چیزی فراتر از محصولاتش است.. وقتی به پایان سال می رسیم و حالمان خوب نیست یا گره کوری به زندگیمان افتاده, با خود می گوییم: امسال که تموم شد ایشالا تو سال جدید مشکل حل میشه! .این یعنی که بهار با خودش امید هم می آورد بهار برندی است که مشتریانش به آن اعتماد و امید دارند و تا سال بعد که دوباره محصولاتش را ارایه کند, منتظر و البته وفادار می مانند.
اگر بخواهم برندی شبیه بهار را مثال بزنم, قطعا آن برند, اپل است. وقتی صفهای طولانی عاشقان اپل را می بینم که برای دریافت ای فون شش ساعتها در صف انتظار کشیده اند, یاد دوران کودکی ام می افتم که روزهای اخر اسفند با چه ذوق و شوقی در کوچه باغها به دنبال نشانه های بهار می گشتم.
وقتی می بینم که مشتریان اپل, با ذوق و شوق جعبه گوشیشان را باز می کنند و چشمانشان از دیدن آیفون برق می زنند. یا ذوق و شوق کودکانه ام می افتم وقتی لباسها و کفشهای شب عیدم را در دست می گرفتم و چهار چشمی تماشایش می کردم و لذت می بردم, ذوق و شوقی که تا بزرگسالی ام هم آمده است




