پیشنهاد سردبیرتحلیل تبلیغات و بازاریابی

برند دفاع مقدس، سینمای حقیر ما و خطرِ زمان… / + ویدیوی ملاقات تبلیغاتی صدام با اسرای زیر ۱۸ سال ایران! / نقد هفته

دنیای تبلیغات – امیرحسین نوریان – نقد هفته – (این مطلب بطور همزمان در روزنامه فرصت امروز شنبه ۹۴/۴/۱۳ نیز منتشر شده است)

  • پیشتر، کتاب آن ۲۳ نفر را خوانده بودم. کتاب جذابی است که “قصه” ی واقعی اش مسحورتان می کند. قصه ی جوانان رزمنده ای است که در سنین ۱۳ تا ۱۸ سالگی اسیر می شوند و صدام و بعثی های، این قهرمانان را سوژه “تبلیغات” می کنند. اما همه جذابیت قصه را تا وقتی که مستندش از تلویزیون پخش نشده بود درک نکرده بودم. یک ملودرام نابِ حماسی جذاب.
  • “دفاع مقدس”، برندی است که که با تاریخ این مملکت گره خورده است و هویت برند ایران، حالا بدون تصور برند دفاع مقدس ممکن نیست. اما برندی مهجور است که با همه بودجه های دولتی و غیر دولتی و سازمان های ریز و درشتش، هنوز عظمتش درک نشده و در مرحله Brand Awareness همچنان دچار مشکلات جدی است.
  • “سینمای ایران” ، فارغ از همه سر و صداها و ادعاهایش، حداقل در حوزه سینمای دفاع مقدس، به عنوان یکی از جدی ترین رسانه های معرفی برند دفاع مقدس و حتی وفادار سازی مخاطبانش، یک شکست خورده تمام عیار است که تک و توک آثارش در برابر هویت و ماهیت برند دفاع مقدس قابل صرف نظرکردن است.
  • اگر اهل سینما باشید و نقدهای سینمای ایران را دنبال کنید، حتما می دانید اساسا سینمای ایران که نوک آسیب شناسی پیکانش به فیلم نامه ها نشانه می رود، از دو مشکل اساسی رنج می برد: نداشتن قصه و نداشتن قهرمان. و این درست همان چیزی است که با خواندن کتاب “آن ۲۳ نفر”، و یا همین ماجرای اخیر “غواصان” ، “دا”، یا نگاهی به مجموعه های بی نظیر “روایت فتح” تقابل عجیبش نمود پیدا می کند. که اتفاقا چقدر لحظه لحظه این برند، پر است از قصه و قهرمان و سینمای ما چه حقیرانه حداقل در این حوزه رفتار کرده است.

OnlineNewsImage.aspx

  • سینمای ما اما و آدم هایش، آنقدر گرفتارند و حتی فیلمسازان بنام این حوزه، درگیر خودشان هستند که به بهانه های واهی مانند به روز کردن قصه و تطابقش با فضای امروز، مثلا به بهانه درک شدن توسط مخاطب امروزی و بخشیدن وجه های روشنفکری، فضای قصه را آنقدر شخصی می کنند که ارتباط با برند و آدمها و سفیرانش سخت می شود و فیلم در بهترین حالتش یک سرگرمی صرف می شود که در راستای ارتقاء و حتی هویت برند دفاع مقدس نیست.
  • هر برند خوبی، رسانه ی خوب می خواهد. تا مراحل برند سازی اش و وفادارسازی مخاطبانش به درستی پیش رود. سینما اما، با همه جذابیت و ادعاهایش، نشان داده نتوانسته برای برند دفاع مقدس رسانه خوبی باشد. این است که وقتی چهار نفر از همین قهرمانان در برنامه هایی مثل ماه عسل یا خندوانه می آیند و بی ادعا، قصه های نابشان را تعریف می کنند، همه برای برند، ارزش ویژه متفاوتی قائل می شوند.
  • اما در پس این تحلیل ها و توصیف ها، خطری نهفته است. که اگر احمد یوسف زاده ها و زهرا حسینی هایی نباشد که خودجوش این قصه ها را نگویند، Brand Awareness چطور اتفاق خواهد افتاد و بر سر هویت این برند، که با هویت ملی ما گره خورده چه خواهد آمد. به هر حال با تغییر نسل ها، در بهترین شرایط تا ۵۰ سال دیگر شاید، دسترسی به این افراد مقدور نخواهد بود و بخش عظیمی از این برند، برای همیشه بیان نخواهد شد و این خطر، در صورت عدم توجه، لاجرم است. یعنی ارتقاء این برند، و نشان دادن هویت واقعی اش اگر دیر بجنبیم، تابع زمان خواهد شد و بخش عظیمی اش از دست خواهد رفت.
  • هنوز هم پس از شهید آوینی، و چند کار انگشت شمار سینمایی و چند کتاب، از “آن ۲۳ نفر” تا “دا” ، بقیه حداقل خوب عرضه نشده اند و وقتی عرضه نشود یا خوب عرضه نشوند، کمکی به برند جذاب دفاع مقدس نخواهند کرد.
  • باید در پروسه برند سازی اما، هم بخش عرضه و هم بخش خود جوشش را برنامه ریزی کرد و بودجه های برخی پروژه های پر ادعای به ظاهر فاخر را که آنقدر با هویت و بی ادعایی قهرمانانش زاویه دارد، صرف جمع آوری “قصه” ها و “قهرمانان” حاضرش شود.
  • زمان دارد می گذرد…
برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]

امیرحسین نوریان

منتقد و تحلیلگر تبلیغات

‫۴ دیدگاه ها

  1. لذت این روزهای من مطالعه مطالب شماست جناب مهندس که روحیه جنگنده و به شدت صریح شما بسیار خواندنی تر میکند آنچه را مینویسید
    اما گویا دل پر دردی که دارید مانع از پرداختن جامع شما به این موضوع شده و اگر بخواهم درس پس بدم در مقابل صراحت شما بیشتر درد دلهایی را میشنوم در این متن با وصله ی دو سه واژه ی برند سازی
    و به نظر میرسد در این مطلب همانقدر که سینما دینش را به قهرمانان بزرگ جنگ ادا نکرده شما هم به برند دفاع مقدس!!!

    1. سپاسگزارم خانم جلوه گرامی…
      قطعا همینطور است. ادای دین سختی است قطعا و مقوله ای فرا درک.
      ممنون از حضور و کامنت های شما.

  2. ممنون از متن خوب و اشاره ی بجای شما .
    متاسفانه سینمای ما در پز روشنفکری فرو رفته و ترکیب زشت و بدقواره و فرزند ناقصی ست از پدری بنام سینمای فرانسه و مادری بنام سینمای هند ، اگرچه معتقدم این پدر و مادر در اصل خود لااقل ارویجینال هستند و قابل بحث ، اما فرزند ناقص الخلقه ی آنها که بخش اعظمی از سینمای ایران را در بر میگیرد ، بشدت منحرف شده و هرلحظه هم به این انحراف اضافه خواهد شد. گواه عرایضم سینمای بر پرده ی این روزها و سالهاست.
    بنظرم برای پیشرفت باید قدم اول را درست و محکم برداریم و آن «آموزشِ هنر قصه گویی» است.
    «قصه گویی» بدون شک یکی سخت ترین و مهمترین ستون در معماری سینماست.

    1. درود بر سعید عزیز
      دقیقا قصه و قهرمان مشکلات جدی سینمای این روزهای ما هستند.
      ممنون از اشاره بسیار درست و بجایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا