بازار

چرا تبلیغات نتیجه نمی‌دهد حتی وقتی بودجه بیشتری خرج می‌کنیم؟

چرا تبلیغات نتیجه نمی‌دهد حتی وقتی بودجه بیشتری خرج می‌کنیم؟

دو کسب‌وکار را در نظر بگیرید که هر دو بودجه‌ی تبلیغاتشان را بالا برده‌اند. اولی با وجود هزینه‌ی بیشتر، تماس یا درخواست تازه‌ای نمی‌گیرد. دومی تلفنش بیشتر زنگ می‌خورد، اما فروشش تقریباً همان است که بود.

آخر ماه هر دو مدیر یک جمله می‌گویند: «تبلیغات جواب نداد.»

ولی مشکلشان یکی نیست. اولی باید بفهمد چرا تبلیغش آدم مناسب را به حرکت درنیاورده است. دومی باید بفهمد درخواست‌هایی که آمده، کجای مسیر از دست رفته‌اند.

بیشتر کردن بودجه وقتی جواب می‌دهد که بدانید گره کجاست. اگر ندانید، فقط پول بیشتری پای همان روند معیوب می‌ریزید.

اول روشن کنید از تبلیغ چه می‌خواستید

وقتی مدیری می‌گوید تبلیغاتش جواب نداده، اولین سؤالی که باید پرسید ساده است: منظورتان از نتیجه چه بود؟

تماس بیشتر؟ مشتری جدید؟ فروش؟ معرفی یک محصول تازه؟ یا اینکه اسم برند بیشتر شنیده شود؟

تبلیغی را که برای شناساندن برند ساخته شده، نمی‌شود با فروش همان روز سنجید. برعکسش هم صادق است: اگر هدف فروش بوده، بالا رفتن بازدید سایت یا تعداد دنبال‌کننده‌ها به‌تنهایی موفقیت حساب نمی‌شود.

گرفتاری از جایی شروع می‌شود که هدف قبل از کمپین تعیین نشده، ولی بعد از کمپین انتظار می‌رود همه‌ی عددها با هم بالا رفته باشند.

پول تبلیغات در کدام مرحله گم می‌شود؟

به‌جای اینکه فقط به هزینه و تعداد بازدید نگاه کنید، مسیر مخاطب را از دیدن تبلیغ تا خرید دنبال کنید. اسم این مسیر در بازاریابی «قیف فروش» است و تبلیغات معمولاً در یکی از این چهار نقطه گیر می‌کند.

تبلیغ دیده می‌شود، اما کسی کاری نمی‌کند. اینجا باید سراغ رسانه، پیام، پیشنهاد و نحوه‌ی اجرا رفت. ممکن است تبلیغ جلوی چشم آدم‌های زیادی بوده، ولی برایشان جذاب یا مرتبط نبوده است.

کلیک و بازدید هست، اما درخواست واقعی ثبت نمی‌شود. یعنی نرخ تبدیل صفحه‌ی مقصد پایین است. شاید صفحه اطلاعات کافی ندارد، فرم ثبت درخواست دست‌وپاگیر است یا مخاطب بعد از ورود دلیلی برای اعتماد پیدا نمی‌کند.

سرنخ می‌آید، اما فروشی در کار نیست. اینجا تعداد تماس‌ها کافی نیست و کیفیتشان هم مهم است. اگر درخواست‌ها مرتبط‌اند و باز به فروش نمی‌رسند، باید پاسخ‌گویی، پیگیری، قیمت و تیم فروش را بررسی کرد.

فروش بالا رفته، اما سود نه. هزینه‌ی جذب هر مشتری (CAC)، تخفیف‌ها و هزینه‌ی ارائه‌ی خدمت ممکن است آن‌قدر زیاد باشد که فروش بیشتر، پول بیشتری به جیب کسب‌وکار نریزد. شاخص بازگشت هزینه‌ی تبلیغات، یا همان ROAS، دقیقاً همین را نشان می‌دهد.

این‌ها چهار مسئله‌ی جدا هستند. مدیری که بدون تشخیصشان بودجه را زیاد می‌کند، ممکن است مشکل را به‌جای حل کردن، بزرگ‌تر کند.

در چرا تبلیغات نتیجه نمی‌دهد حتی وقتی بودجه بیشتری خرج می‌کنیم؟

ایمان پاکراه، تحلیلگر، متخصص ارزیابی و مشاور کسب‌وکار و تبلیغات، در تحلیل این موضوع روی جدا کردن مرحله‌های جذب تا فروش تأکید دارد. به نظر او پیش از اینکه کمپینی را موفق یا شکست‌خورده بدانیم، باید معلوم شود تبلیغ چه خروجی‌ای داشته و نتیجه در کدام مرحله متوقف شده است.

اگر می‌خواهید عوامل دیگر را هم بشناسید، از انتخاب رسانه و پیام تا اجرای کمپین و سنجش نتیجه، تحلیل کامل آکادمی پاکراه درباره‌ی اینکه چرا تبلیغات تأثیری ندارد را بخوانید.

از کجا بفهمید مشکل شما کدام است؟

تشخیص بدون عدد ممکن نیست، اما لازم هم نیست ابزار پیچیده‌ای داشته باشید.

اول منبع هر درخواست را ثبت کنید. یک سؤال ساده پشت تلفن مثل «از کجا با ما آشنا شدید؟» یا لینک‌های UTM در تبلیغات آنلاین، معلوم می‌کند کدام کانال واقعاً مشتری آورده است.

بعد چهار عدد را جدا از هم بشمارید: چند نفر کلیک کردند، چند نفر درخواست دادند، چند نفر خرید کردند و چند نفر دوباره برگشتند. هر جا افت ناگهانی دیدید، گلوگاه همان‌جاست.

آنچه می‌بینید

احتمالاً گره کجاست

بازدید و کلیک کم

مخاطب، رسانه یا پیام

کلیک زیاد، درخواست کم

صفحه‌ی مقصد یا پیشنهاد

درخواست زیاد، فروش کم

پاسخ‌گویی، پیگیری یا قیمت

فروش زیاد، سود کم

هزینه‌ی جذب یا ارائه‌ی خدمت

این جدول حکم قطعی نیست؛ فقط نشان می‌دهد جست‌وجو را از کجا شروع کنید.

چرا تبلیغی که برای رقیب جواب داده، ممکن است برای شما شکست بخورد؟

یکی از اشتباه‌های پرهزینه، کپی کردن تبلیغات رقیب است بدون اینکه شرایط خودتان را بسنجید.

مدیری می‌بیند رقیبش بیلبورد گرفته، با یک بلاگر کار کرده یا در شبکه‌های اجتماعی کمپین بزرگی راه انداخته است. تصمیم می‌گیرد همان راه را برود.

اما دو کسب‌وکار در یک صنف هم معمولاً مخاطب، منابع و هدف یکسانی ندارند. بیلبورد شاید برای برندی که می‌خواهد اسمش در شهر شنیده شود مناسب باشد، ولی کسب‌وکار دیگری در همان بازار به چند درخواست هدفمند نیاز دارد. حتی اگر آن رسانه برای رقیب جواب داده باشد، معلوم نیست هزینه‌ی جذب مشتری برای شما هم منطقی دربیاید.

پاکراه معتقد است تبلیغات باید بر اساس شرایط خود برند طراحی شود، نه بر اساس آنچه از بیرون در کار رقبا دیده می‌شود. شناخت مخاطب، توان مالی، ظرفیت اجرایی و هدف‌های آینده باید در انتخاب رسانه و بودجه حرف اول را بزنند.

از رقیب می‌شود ایده گرفت. اما وقتی از پشت صحنه‌ی کارش خبر ندارید، کپی کردن نسخه‌ی تبلیغاتی‌اش قمار است.

تبلیغات سرنخ می‌آورد؛ شما آماده‌ی پذیرفتنش هستید؟

فرض کنید کمپین تازه‌ی یک مجموعه تعداد درخواست‌های روزانه را بالا برده است. ولی تیم پاسخ‌گویی همان تعداد قبلی است، تماس‌ها دیر جواب داده می‌شوند و بعضی درخواست‌ها اصلاً پیگیری نمی‌شوند.

در این وضعیت، بودجه‌ی بیشتر فقط تعداد فرصت‌های سوخته را زیاد می‌کند.

در چرا تبلیغات نتیجه نمی‌دهد حتی وقتی بودجه بیشتری خرج می‌کنیم؟

تبلیغات جای خالی سیستم فروش و خدمت‌رسانی را پر نمی‌کند. پیش از یک کمپین بزرگ باید بدانید چند مشتری را می‌توانید بپذیرید و آیا نیرو، نرم‌افزار، تجهیزات، موجودی و پشتیبانی‌تان برای تقاضای بیشتر آماده است.

این آمادگی فقط به جواب دادن تلفن خلاصه نمی‌شود. اگر در تبلیغ وعده‌ی تحویل سریع یا کیفیت بالا داده‌اید، باید در عمل هم همان را تحویل دهید.

گاهی خرج کردن روی آموزش کارکنان، درست کردن روند فروش یا بالا بردن ظرفیت، از دو برابر کردن بودجه‌ی تبلیغات نتیجه‌ی بیشتری دارد.

مشتری قبل از خرید فقط حرف شما را گوش نمی‌دهد

تبلیغی با شعار «بهترین کیفیت و پشتیبانی» نظر کسی را جلب کرده است. وارد سایت یا صفحه‌ی اینستاگرام کسب‌وکار می‌شود، اما پیش از خرید سراغ تجربه‌ی دیگران می‌رود.

نظرهای ثبت‌شده در گوگل، کامنت‌های شبکه‌های اجتماعی و تجربه‌هایی که در سایت‌های ارزیابی منتشر شده، روی تصمیمش اثر می‌گذارند. اگر فاصله‌ی وعده‌ی تبلیغ با تجربه‌ی واقعی مشتری‌ها زیاد باشد، حتی کمپین خلاق و گران هم نمی‌تواند او را قانع کند. این موضوع در خدماتی که مشتری قبل از انتخاب، بیشتر مقایسه و پرس‌وجو می‌کند، پررنگ‌تر است.

برای همین، ارزیابی مستقل و نظر مشتری‌های واقعی بخشی از مسیر تبدیل مخاطب تبلیغ به مشتری است. مدیر نمی‌تواند فقط به حرفی که برند درباره‌ی خودش می‌زند تکیه کند؛ باید بداند مشتری‌ها درباره‌ی تجربه‌شان چه می‌گویند.

چه وقت بیشتر کردن بودجه تصمیم درستی است؟

بیشتر کردن بودجه ذاتاً اشتباه نیست. سؤال این است که دلیل و آمادگی‌اش را دارید یا نه.

اگر هدف کمپین روشن است، مخاطب درستی جذب می‌شود، نرخ تبدیل هر مرحله قابل قبول است، هزینه‌ی جذب مشتری با حساب‌وکتاب کسب‌وکار جور درمی‌آید و ظرفیت پاسخ‌گویی هم هست، می‌شود بودجه را قدم‌به‌قدم بالا برد.

اما اگر هنوز نمی‌دانید چرا تماس‌ها به فروش نمی‌رسند یا هر مشتری جدید چقدر برایتان خرج برمی‌دارد، پول بیشتر یعنی ریسک بیشتر.

در این حساب فقط هزینه‌ی اولین فروش مهم نیست. هزینه‌ی خدمت، پشتیبانی و نگه داشتن مشتری را هم باید کنار درآمد و خریدهای بعدی‌اش گذاشت؛ همان چیزی که به آن ارزش طول عمر مشتری (CLV) می‌گویند. مشتری‌ای که گران جذب شده ولی سال‌ها می‌ماند، ممکن است از مشتری ارزان و یک‌باره خیلی بیشتر بیرزد.

تبلیغ موفق لزوماً تبلیغی نیست که بیشترین ورودی را داشته؛ تبلیغی است که در چارچوب هدفش، نتیجه‌ای قابل اندازه‌گیری و باارزش ساخته باشد.

قبل از بیشتر کردن بودجه، گره را پیدا کنید

وقتی تبلیغات نتیجه‌ی موردانتظار را نمی‌دهد، جواب همیشه عوض کردن رسانه، یک بنر تازه یا دو برابر کردن بودجه نیست.

ممکن است لازم باشد مخاطب را از نو بشناسید یا پیام و پیشنهادتان را اصلاح کنید. خیلی وقت‌ها هم تبلیغ کارش را درست انجام داده، اما روند فروش، نیروی انسانی یا تجربه‌ی مشتری جلوی نتیجه را گرفته است.

پول بیشتر دامنه‌ی تبلیغ را بزرگ‌تر می‌کند، اما ضعف استراتژی یا زیرساخت را نمی‌شود با پول پوشاند.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 1 میانگین: 5]

دنیای تبلیغات

این اکانت رسمی دنیای تبلیغات برای انتشار محتوا می‌باشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا